محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
908
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
بود در آنجايگه تا چهل سال تمام شد اندر عز و مملكت « و كامرانى و به پسرى فرعون منسوب بود و الله اعلم » ( درون گيومه را نسخهء « ص » ندارد . فب : هم ندارد اين بخش را و ظاهرا افتاده است . ص 274 عنوان : ص : خبر هجرت موسى عليه السّلم به مدين و گرد آمدنش با شعيب صلوات الرّحمن عليه ، صب : خبر هجرت موسى عليه السّلم بنزد شعيب النّبى عليه السّلم . س 15 : ص و صب : موسى دو مرد را ديد يكى بنى اسرائيلى و يكى قبطى كه همى جنگ كردند اين قبطى بنى اسرائيلى را همى برد تا كار فرمايد و بنى اسرائيلى همى نشد . فب : ندارد اين را . ص 275 س 3 : ص و صب : ايدون بود به چهار انگشت دست بر او زد و پشت دست سوى او و موسى گران دست بود و با نيرو بود . . . س 20 : صب : باز آن مرد اسرائيلى ديد كه قبطى ديگر گرفته بودش و همى زد او را گفت * ( إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ 28 : 18 ) * سخت بدبخت مردى تو . فب : ندارد اين بخش را . ص 276 س 16 : ص و صب : خداى فريشتهاى ( صب : فرستهاى ) را بفرستاد تا او را راه مدين بنمود هشت شبانروز همى رفت . . . فا و فب : ندارد اين بخش را نيز . ص 277 س 17 : ص و صب : موسى عليه السّلام ( ص : « عليه السّلام » ندارد ) دختران شعيب را گفت : شما را چه بوده ست كه گوسپندان را آب ندهيد گفتند . . . - مضمون يگانه است متن ما با نسخه ها و عبارتها به اندك تغايرى - فب : ندارد اين بخش را هم . ص 278 س 8 : ص و صب : و اين دختر پيش او اندر همى شد . موسى جوان بود و زن نيكو بود نخواست كه چشم او بر زن افتادى و بر بالاى او . او را گفت اى دختر تو از پس من مىرو و من از پيش تو مىروم . . . ص 279 س 4 : ص و صب : گفتا اين شرط ميان من و تو است هر كدام خواهم وفا كنم يا هشت سال يا ده سال - در اساس ما آمده است : « هر كدام خواهى وفا كنم » .