محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

907

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

اين بنى اسرائيل آنكه بزرگ است مىميرد و هر كه بزايد همى كشيد . . . فب : ندارد اين بخش را هم . ص 268 س 2 : ص و صب : او هم از فرزندان لاوى بن يعقوب بود و نسبتش ايدون بود : عمران بن يصهر بن فاهت بن لاوى بن يعقوب بود و مردى بود ميان بنى اسرائيل اندر روشناس و جزيت همى دادى فرعون را . س 24 : ص و صب : و به آل فرعون و هم قبطيان و مصر اندر آن روز جز ازو مؤمن نبود و رود مصر را نيل خوانند . فب : ندارد اين بخش را هم . ص 270 عنوان : صب : عنوان را از نسخهء « صب » گرفتيم كه اساس ما و نسخهء « ص » و « فا » عنوان ندارد . س 1 به بعد : صب : پس چون آب تابوت را برگرفت و از پيش چشم مادر غايب كرد مادر خواست كه بخروشد و پديد كند كه اين فرزند من است . خداى عزّ و جلّ دلش نگاه داشت چنان كه گفت : * ( لَوْ لا أَنْ . . . 28 : 10 ) * س 15 : ص و صب : هم آنگه خبر به فرعون فرستاد كه تابوتى يافتيم به آب اندر شايد بودن كه اندر آن تابوت خواسته بود . فرعون به سراى زنان آن در آمد . فب : ندارد اين بخش را . ص 271 س 6 : ص و صب : * ( وَلَداً 12 : 21 ) * . گفتا مرا پسر نيست اين پسر مرا و ترا روشنايى چشم بود او را مكش كه ازين يكى بنى اسرائيل را نه كم بود و نه بيش همى خواهش كرد . . . س 23 : ص و صب : ايسيه كس خويش را با وى بفرستاد و سوى مادر موسى آمدند و او را ببردند موسى چون پستان مادر يافت شير بگرفت . ايسيه ( ص : همه جا « آسيه » آورده است ) . فب : ندارد اين بخش را هم و ظاهرا افتاده است . ص 272 س 7 و 8 : ص و صب : گفتا موسى باز مادر دادم تا چشم مادرش روشن شد و غم از او بشد و بدانست كه وعدهء خداى حق است . س 21 : ص و صب : پس موسى همى دانست آهنگ ياقوت كرد . خداى عزّ و جلّ جبرييل را بفرستاد تا دست موسى بسوى آتش برد موسى انگشتى از آتش برگرفت . . . فب : ندارد اين را . ص 273 س 13 و 14 : ص و صب : از اين زن دو پسر آمدند يكى را نام حرشون و ديگر را بليعا و موسى همى