محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

901

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

ص 246 س 13 : ص و صب : پس پديد شد كه يك گروه بودند و بدين قصّهء شعيب اندر يكى نكته است . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 247 س 13 : ص و صب : و بر راهى منشينيد و مردمان را بيم مكنيد . س 24 : ص و صب : بگرويدند و گروهى نگرويدند آن گرويدگان را بگوييد كه صبر كنيد تا خداى . . . فا و فب : ندارد اين بخش را و ظاهرا افتاده است . ص 248 س 8 : ص و صب : * ( بِالْحَقِّ وَأَنْتَ 7 : 89 ) * ميان ما و قوم ما حكم كن هر كه بر راه راست است او را . . . س 18 : ص و صب : گفتند اى شعيب ! اين دين تو ترا چنين فرمايد كه ما را . . . ص 249 س 12 : ص و صب : * ( لَوْ لا رَهْطُكَ 11 : 91 ) * يعنى عشيرتك و قرابتك و اگر عشيرت و خويشان تو چنين بسيار نيستند ما ترا به سنگ بكشتيم * ( وَما أَنْتَ . . . 11 : 91 ) * س 25 : ص و صب : * ( من الْمُسَحَّرِينَ 26 : 153 ) * ترا جادوى كرده‌اند و تو . . . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 250 س 1 : ص و صب : و هميشه مر عجم را ملكى بود كه اين پيغامبران كه به زمين شام بيرون آمدندى و جاى ملك عجم به زمين بابل بود آنجا كه امروز بغداد است . فا و فب : ندارد اين بخش را هم و ظاهرا افتاده است . ص 251 عنوان : فا : حديث منوچهر الملك ، ص و صب : همانند اساس : خبر منوچهر الملك . س 1 : فا : و هميشه مر عجم را ملكى بود كه پيغامبران كه به زمين مصر و شام و حد مغرب و كوفه و بصره ، و گروهى كه به زمين پارس نشستندى و از ملوكان عجم كس را عرب به فرمان نبود مگر منوچهر و هرگز كس از عرب به زمين مغرب فرمان ملوك عجم نكردند مگر منوچهر را و او در عجم ملكى بود بزرگوار و پادشاهى او با شام و يمن و مغرب بود ، و ايشان او را فرمان كردندى ، و لكن ملوك مصر از عماليق بودند و نسبت ايشان بگفتيم به حديث يوسف اندر و فرعونان بودند و هيچ ملكان جهان را فرمان نكردند نه از مشرق و نه از مغرب . و ملك منوچهر تا مغرب برسيده بود و لكن ملك مصر به فرمان او نبود و زمين مصر از ملك او بيرون بود و زمين شام و حجاز اندر ملك او بود ،