محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

875

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

افتادگى دارد ظاهرا . ص 80 س 3 : ص و صب : از هيبت او بگريختندى . س 6 : ص : مرا باز نمودند كه ايشان كجااند بخواهم رفتن . س 12 : ص : خروسى سپيد را ديد بر ميان راه ايستاده و يكى ماديان ( كذا ) به دم وى اندر . س 13 تا پايان : همانند است مطلب ولى عبارت ديگرگون . فا و فب : به احتمال افتاده است . ص 81 س 2 : ص : و عجم خروس را و بانگ او را بوقت خجسته دارند خاصه خروس سپيد را . س 11 : ص : شهر بلخ است آن مردم آنجا بر لب آب مأواگاه داشتند ناگاه بديشان رسيد و بزدن گرفت تا خلقى را هلاك كرد و آن ديگران بگريختند . س 17 تا پايان : ص و صب : به مضمون يگانه است و به عبارت دگرگون . فا و فب : به احتمال افتادگى دارد . ص 82 س 1 : ص ، صب : كيومرث را برادرى بود كه باز به هم به يك شكم آمده بود و هر دو يك ديگر را سخت دوست داشتندى . س 12 : ص : زود آن سليح خويش كه بدان حرب كردى . س 13 تا پايان : ص و صب : همانند است به موضوع و ديگرگون است به نثر . فا و فب : ندارد اين دو نسخه ظاهرا . ص 83 س 2 : ص : [ پسرى مارى نام ] از اين نسخه گرفته شده است و اساس نداشت . س 13 : ص و صب : تا بجست . س 14 : ص و صب : پس يكى از كوه سنگى بگردانيد ميان بادافت ( صب : باديف ) چون تنور در ميان . فا و فب : اين دو نسخه ندارد باحتمال . ص 84 س 1 : ص : نشستندى و ايشان بند را نتوانستندى گشادن ، صب : نشستندى و ايشان از آن بند نتوانستندى گريختن . س 3 : ص : يكى را از آن مرده بر نشست برادر كرد و او را برگرفت و باز خانه برد .