محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

845

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

پادشاهى شهربراز پس چون شهربراز به ملك بنشست ، سپاه عجم ننگ داشتند پيش او سجود كردن و نگريستن و ايستادن . و رسم عجم چنان بود كه چون ملك بار دادى همه سپاه و لشكر سماطين بزدندى و بر پشت اسبان بايستادندى تا ملك بيرون آمدى . پس روزى شهربراز بر نشسته بود و بيرون آمد و سپاه [ b 153 ] همه سماطين بزده بودند . يكى فراز آمد و او را طعنه‌اى بزد به سنان نيزه اندر پهلوى و از اسب بيفگند ، پس ديگران درآمدند و به زخم پراگنده او را بكشتند ، آنگه رسنى به پاى او اندر افگندند و به همه محلتها بكشيدند ، و منادى بانگ مىكرد كه هر كه نه از خاندان ملك بود و دعوى پادشاهى كند جزاى وى اين باشد . و همه پادشاهى شهربراز چهل روز بود ، و از پس او از اهل ملك كس را نيافتند مگر دختران پرويز . پس لشكر عجم گرد آمدند و بوران دخت را كه خواهر مهتر بود به ملك بنشاندند .