محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
825
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
نسخت نامهء پيغامبر عليه السّلام كه سوى پرويز خسرو نوشته بود بسم الله الرّحمن الرّحيم من محمّد رسول الله الى برويز بن هرمز . امّا بعد فانّى احمد اليك الله لا إله الَّا هو الحىّ القيّوم الَّذى ارسلنى بالحق بشيرا و نذيرا الى قوم غلبهم الشقا و سلب عقولهم و من يهدى الله فلا مضلّ له و من يضلله فلا هادى له انّ الله بصير بالعباد ليس كمثله شىء و هو السّميع البصير امّا بعد فاسلم تسلم او ايذن بحرب من الله و رسوله و لم يعجزها . كسرى چون اين نامه بديد خشم آمدش ، گفت اين كيست كه نام خويش پيش از نام من نبشته است ؟ و بفرمود تا آن نامه را بدريدند و آن رسول را خوار داشتند . پيغامبر عليه السّلام چون اين خبر بشنيد ، گفت : ملك خويشتن دريد . و ايدون خواندم اندر مغازى كه كسرى چون كار پيغامبر عليه السّلام قوى شد ، [ دو ] رسول بيرون كرد از مهتران عجم و نزد پيغامبر عليه السّلام فرستاد و نامه كرد به باذان كه ملك بود به يمن از دست كسرى . و اين رسولان كسرى يكى را نام بابويه بود و يكى را نام خرخسره ، و اندر آن نامهء باذان نبشت كه بايد كه چون اين نامه بخوانى كس فرستى به زمين يثرب سوى آن مرد كه آنجا دعوى پيغامبرى مىكند ، نام او محمّد ، و بفرمايى تا او را به آهن ببندند و سوى من آرند و سوى محمّد عليه السّلام نامه نوشت و رسولان بيرون كرد ، و رسولان را بفرمود كه نخست به مدينه شويد و اين مرد را