محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
33
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
هشتاد چشمهء ديگر همى بر آيد و فرو شود تا سپرى گردد ، و اين سيصد و شصت درج سال بود . و اين همه مشرقها و مغربها را خداى تعالى به قرآن اندر ياد كرد و گفت : * ( فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ 70 : 40 ) * . پيغمبر عليه السّلام ايدون گفت كه خداى تعالى به زير آسمان دريايى آفريده است از مشرق تا به مغرب ، آبى ايستاده چون موجى به هوا اندر [ b 6 ] به فرمان خداى عزّ و جلّ كه هرگز قطرهاى بر زمين نچكد ، و اين آفتاب و ماه به ميان آن اندر همى روند از مشرق تا به مغرب . و اين ستارگان رونده كه خداى عزّ و جلّ گفته است و قسم ياد كرد : * ( فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ، الْجَوارِ الْكُنَّسِ 81 : 15 - 16 ) * . و همچنين اين ماه و اين ستارگان را گردون است همچون آفتاب از مشرق برآيند و به مغرب فرو شوند و هم بر اين آب اندر گذرند . پس پيغمبر عليه السّلام گفت بدان خدايى كه جان محمّد عليه السّلام به دست اوست كه اگر آفتاب را گذر به ميان آب اندر نيستى و از آب بيرون نيامدى بر هيچ چيز نگذريدى از مردم و چهار پاى و هر چه اندر جهان است از اشجار و اثمار و نبات كه همه بسوزيدى از تبش وى . و اگر ماه از آب بيرون نگذشتى همه خلق او را سجود كردى از نيكويى ماه . و على بن ابى طالب رضى الله عنه آنجا نشسته بود ، گفت : يا رسول الله ، اين ستارگان كه خداى ايشان را گفت : * ( فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ 81 : 15 ) * كدامند . پيغمبر عليه السّلام گفت : اين پنج ستارهاند زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد . و پس گفت اين پنج ستاره همچون آفتاب و ماهاند كه از مشرق برآيند و به مغرب فرو شوند ، و هر يكى را گردونى است همچنانكه آفتاب و ماه . و گردون به ميان آب اندر است همى آشنا كنند چنان كه گفت : * ( كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ 21 : 33 ) * . و اگر بدان آب اندر نبودى خداى تعالى بفرمودى كه همى آشنا كنند . و يسبحون آن بود كه آشنا كنند به آب اندر ، و ديگر همه ستارگان جز از اين پنج همه بر جاى ايستادهاند به هوا اندر . پس پيغمبر عليه السّلام كه آفتاب هر روزى از يك چشمه بر آيد به گردون اندر و سيصد و شصت فريشته او را همى كشند ، و هر فريشتهاى يكى گوشهء گردون گرفته