محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
32
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
گفت خداى عزّ و جلّ اين آفتاب و ماه از نور عرش آفريد هر دو را . و هر دو به روشنايى يكى بودند . و آفتاب را پهنا مقدار صد و شصت و شش بار و دو دانگ و تسوى چند زمين است . و ماه يك جزو است از سى و نه جزو و ربع جزوى . شانزده ستاره ثابتهاند كه هر يك نود و چهار بار و نيم چند زمين است و كهترينشان شانزده بار چند زمين است ، و زحل هفتاد و نه بار و نيم چند زمين است ، و مشترى هشتاد و دو بار و چهار دانگ نيم چند زمين است ، و مريخ يك بار و نيم چند زمين است ، و زهره جزوى است از چهل و نه جزو از زمين ، و عطارد يك جزو است از صد و سى و دو جزو از زمين و زمين جزوى است از دو هزار و سيصد و پنجاه و شش هزار و سيصد و شصت و چهار جزو از آسمان . و از بهر آن چنين خرد بينند كواكب را كه از چشم و ديدار دوراند . و اگر خداى عزّ و جلّ ماه را همچنانكه بود بگذاشتى كس روز از شب باز ندانستى ، و وقت آسودن ندانستى ، و سال و ماه ندانستى ، و وقت كار كردن ندانستى . پس خداى عزّ و جلّ از لطف خويش مر جبرئيل را بفرمود تا پر بر روى او ماليد سه بار تا نور او كمتر شد ، و آن سياهى كه بر روى ماه پديد است اثر پر جبرئيل است . پس پيغمبر عليه السّلام اين آيت بر خواند ، قوله تعالى ، * ( وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا من رَبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناه تَفْصِيلًا 17 : 12 ) * . پس پيغمبر گفت عليه السّلام كه خداى عزّ و جلّ آفتاب را آفريده بود و باز او را يكى گردون آفريد از نور عرش ، و جاى آفتاب ابتدا آنجا ساخت . و آن گردون را سيصد و شصت گوشه آفريد ، و بر هر گوشهاى يكى فريشته موكّل كرد از فريشتگان آسمان ، و همچنين آفتاب بر گردون همى كشند از مشرق تا به مغرب . هر روزى كه بر آيد و فرو شود به چشمهاى ، و دو صد و هشتاد آب آفريد يعنى سيصد و شصت ، به هر يكى اندر چشمهاى جوشان ، چنان كه خداى گفت : * ( وَجَدَها تَغْرُبُ في عَيْنٍ حَمِئَةٍ 18 : 86 ) * . از مشرق به چشمهاى بر آيد و به مغرب به چشمهاى فرو شود كه برابر او است تا آن سيصد و شصت چشمهء مشرق و مغرب سپرى شود . پس باز همچنان بر آن دو صد و