محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
31
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
حديث عبد الله بن عبّاس اندر صفت آفتاب و ماه امّا اين حديث دراز كه از عبد الله بن عبّاس رضى الله عنهما روايت است ، مقاتل ابن حيّان روايت كند از عكرمه مولى عبد الله بن عبّاس كه گفت روزى نشسته بودم در خدمت پيغمبر عليه السّلام . مردى بيامد و ايدون گفت كه امروز از كعب الاحبار حديثى شنيدم اندر صفت آفتاب و ماه سخت عجب . و كعب الاحبار جهود بوده بود و علم دانست بسيار از تورات ، و علم پيشين و تواريخ بسيار خوانده بود و به وقت عمر بن الخطَّاب رضى الله عنه مسلمان شده بود . و همه روز به مدينه از كتب پيشين و از تورات حديثها كردى . پس آن مرد گفت كعب الاحبار چنين گفت كه روز رستخيز آفتاب و ماهتاب را بيارند تاريك شده ، و از بالاى سر مردم بدارند چون دو كاسهء سياه تا همه خلق ايشان را ببينند و باز به دوزخ اندر آرندشان تا آتش گردند . كه خداى عزّ و جلّ ايشان را هر دو از آتش آفريد . عبد الله بن عبّاس رضى الله عنه خشم گرفت و گفت دروغ گويد اين جهود ، و همه از كتب جهودان سخن گويد . و خداى عزّ و جلّ چنين همى گويد : * ( وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبَيْنِ 14 : 33 ) * ، اين هر دو خلق آفتاب و ماه به فرمان خداى عزّ و جلّ همى روند به زير آسمان . ايشان را چه گناه باشد كه به دوزخ برندشان . پس عبد الله بن عبّاس رضى الله عنهما گفت من شما را حديث آفتاب و ماه بكنم چنان كه از پيغمبر عليه السّلام شنيدم .