محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

27

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

كه او را ماندگى نبود . و ديگر گفت : * ( كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ 55 : 29 ) * . هر روزى خداى كارى همى كند : يكى را بيافريند و از شكم مادر بدين عالم آورد و يكى را ذليل كند و بميراند و از اين جهان به شكم زمين برد ، و يكى را عزيز كند و يكى را توانگر كند و يكى را درويش . و هرگز نياسايد زيرا كه او از ماندگى و آسودگى منزّه است . و علما اندر اين اختلاف كردند در آفرينش آسمان و زمين . گروهى ايدون گفتند كه خداى تعالى نخست زمين آفريد پس آسمان ، چنان كه اندر اين حديث گفته است . و گروهى ايدون گفتند كه خداى عزّ و جلّ نخست آسمان آفريد و ستارگان و آفتاب و ماه و آنگه زمين آفريد ، و اين قول درست است ، زيرا كه اين قول را آيت قرآن تصديق كند آنجا كه گفت : * ( وَالسَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ، وَالأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ 51 : 47 - 48 ) * . ديگر گفت : * ( أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها 79 : 27 ) * . و ديگر گفت : * ( وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها 79 : 30 ) * . آفريدن شما دشوارتر يا آسمان كه او را از سر خلق بنا كرد ، و چون آسمان خانه برداشت و راست كرد كه اگر از مشرق تا به مغرب بنگرى از همه زمينها آسمان يكسان و بلندتر بينى و شب تاريك بر اين آسمان آفريد ، و از شب تاريك سپيده روشن بيرون آورد . پس گفت : * ( بَعْدَ ذلِكَ دَحاها 79 : 30 ) * . و پس زمين را باز كشيد زير آسمان اندر از پس آنكه آسمان آفريده بود . پس اين آيت دليل است بر قول آن گروهى كه ايدون گويند كه آسمان پيش از زمين آفريد . پس نخست خداى تعالى قلم آفريد ، پس لوح ، پس عرش ، پس كرسى . و خداى را نه به عرش حاجت است و نه به كرسى و نه به هيچ مخلوقات . پس عالم همه يكسر از آب آفريد ، آنگاه به هيبت يك نظر به آب نگريد ، آن آب از هيبت خداى تعالى بر جوشيد و دودى از ميان آب بر آمد . از آن دود آسمانها بيافريد ، چنان كه گفت : * ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها 41 : 11 ) * . و همچنانكه از اوّل اين آسمانها از دود آفريد ، روز رستخيز چون ويران شود ، همه دود گرداند چنان كه گفت : * ( وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ 41 : 11 ) * . و اين هفت آسمان چون بيافريد ، [ b 5 ] يك لخت بود ، پس فرمان داد تا به هفت پاره شد چنان كه اگر بسنجند يكى بر يكى ذرّه‌اى تفاوت نبود . و خداى عزّ و جلّ