محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

21

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

جبرئيل مر داود را گفت همه فرزندان خويش را گرد كن و از ايشان اين بيست مسأله را از ايشان بپرس . هر كس كه جواب اين مسأله راست بگويد ، اين انگشترى او را ده كه او خليفتى تو [ را ] شايد اندر زمين . پس داود همه فرزندان خويش را حاضر كرد ، و اين مسأله ها همه يك يك جبرئيل مر داود را مىگفت ، و داود از فرزندان خويش همى پرسيد . و اوّل آن مسأله ها اين بود ، داود بگفتا بگوييد تا كمترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر چيست ؟ هيچكس جواب نداد . سليمان عليه السّلام بر پاى خاست و گفت : كمترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر جان است و نفس كه از او همى بر آيد ، چون از او جدا شود چيزى نه ارزد . داود گفت : بگوييد تا بيشترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر چيست ؟ سليمان گفت : بيش از اين چيزى به تن فرزندان آدم اندر شكر است . داود گفتا بگوييد تا تلخترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر چيست ؟ سليمان گفت : تلخترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر درويشى است . داود گفتا : بگوييد تا شيرينترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر چيست ؟ سليمان گفت : شيرينترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر توانگرى است . داود گفتا : بگوييد تا زشتترين چيزى به تن فرزندان آدم اندر چيست ؟ سليمان گفتا : كافرى است . داود گفتا : بگوييد تا بدترين چيزى چيست مر خلق را ؟ سليمان گفت : زن بد است . داود گفتا : دورترين چيزى از مردم چيست ؟ سليمان گفت : اين جهان است كه همى رود . داود گفتا : نزديكترين چيزى چيست به مردم ؟ سليمان گفت : اين جهان است كه همى آيد . داود گفتا : بگوييد تا اندوهگنترين چيزى چيست مردم را ؟ سليمان گفت جان است كه از تن مردم برآيد به وقت مرگ . داود گفتا : بگوييد تا نيكوترين چيزى اندر فرزندان آدم چيست ؟ سليمان گفت : جان است به تن فرزندان آدم اندر . داود گفتا : بگوييد كه آن چيست برداشته تر از آسمان و بلندتر از آسمان ؟ سليمان گفت : سخن حق برداشته تر از آسمان . داود گفتا : آن چيست فراختر از زمين ؟ سليمان گفتا : داد و عدل سلطان فراختر از زمين است . داود گفت : بگوييد آن چيست فراختر از دريا ؟ سليمان گفت : توانگرى دل مؤمن فراختر از دريا ، و پيغمبر عليه السّلام گفته است :