محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
12
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
سبب پرسيدن جهودان سؤالها از پيغمبر عليه السّلام و آن قصّهء بيست و هشت مسأله بود كه مشركان و جهودان از تورات بيرون آورده بودند . و اين بدان وقت بود كه پيغمبر عليه السّلام اسلام نو آشكارا كرد و كافران مكّه با وى جدال كردند و حجّتها همى آوردند و همى گفتند باشد كه او را به حجّت مقهور توانيم كردن . پس چون به هيچ با او برابر نمىآمدند تدبير آن كردند كه به مدينه روند و آنجا با جهودان مدينه گرد آيند تا جهودان از تورات مسأله ها بيرون كنند هر كدام مشكلتر تا باشد كه پيغمبر را بدان مغلوب توانند كردن . پس بو جهل بن هشام و وليد بن مغيره برفتند ، و همه جهودان را از حنين و فدك و وادى القرى همه را گرد كردند و حال دعوت پيغمبر بگفتند و گفتند او سخنانى چند مىگويد و چنان گويد كه آن سخنهاى خدا است . و به دست ما اندر كتابى نيست از آسمان آمده ، بايد كه از كتاب شما ما را مسأله ها بيرون كنيد هر كدام مشكلتر تا ما او را بپرسيم . اگر چنان كه بايد بگويد ما بدانيم كه او پيغمبر است خداى را ، و اگر آن مسأله ها جواب نيكو نكند ، بارى مقهور گردد و نيز آن چنان دعوى نكند . پس آن جهودان از تورات بيست و هشت مسأله بيرون كردند هر چه مشكل چنان كه به همه تورات اندر از آن مشكلتر نبود ، و مر آن كافران را دادند . ايشان گفتند ما ندانيم كه جواب اين مسأله ها چيست ، و اگر محمّد مر اين را جواب كند ما ندانيم كه او راست گويد يا دروغ . پس جهودان پنج مرد عالم دانا به شريعت تورات