محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
11
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
گفتار اندر نمودن مقدار اين جهان مورّخين و حكماء گويند كه مدّت [ b 2 ] دنيا هفت هزار [ سال ] باشد و چون پيغمبر ما عليهم السّلام بيرون آمد از اين جهان شش هزار سال كم چيزى شده بود و كس نتواند دانستن بحقيقت كه چند شده بود و چند مانده بود . و هر گروهى از مردمان چيزى مىگويند . جهودان از تورات گويند آن وقت كه محمّد بيرون آمد از اين جهان شش هزار و دويست و اند سال شده بود . و حكيمان يونان چون ارسطاطاليس و افلاطون ايدون گويند كه از گاه گردش فلك تا آنگاه كه ايشان بودند پنج هزار و پانصد و اند سال گذشته بود ، و كس بدرست ندانست كه چند سال گذشته بود و چند مانده ، و كس نيز نداند چنان كه خداى تعالى فرمود قوله تعالى : * ( يَسْئَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ الله 33 : 63 ) * . يا محمّد ، ترا مىپرسند از رستخيز كه كى بود و آزمايش كنند ، يعنى تو از آن خبر ندارى ، بگو اى محمّد كه اين علم نزد خداى تعالى است و كس نداند كه منتهاى اين جهان چند است و كى ويران شود و رستخيز كى بود . و جهودان گرد آمدند و از تورات مسأله ها بيرون كردند تا از پيغمبر عليه السّلام بپرسند تا او خود جواب تواند دادن يا نه تا پديد [ آيد ] كه او پيغمبر هست يا نه ، يا دروغ گويد .