محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

46

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر بيرون آمدن آدم و حوّا از بهشت پس از زلَّت سبب بيرون آمدن آدم عليه السّلام از بهشت آن بود كه چون ابليس از بهر آدم ملعون و مطرود گشت و از رحمت نوميد ماند و نام و صورتش بگرديد ، خداى عزّ و جلّ ملك زمين و خازنى بهشت از وى بستد و ملك زمين به آدم داد و خازنى و دربانى [ بهشت ] به [ رضوان ] داد . ابليس از هر سويى همى گرديدى تا مگر در بهشت شود ، و به بهشت اندر نتوانستى شدن كه فرمان به دست رضوان بود و او را منع كردى . پس اين مار يكى بود از دربانان بهشت ، و ميان او و ميان ابليس دوستى پيشتر بود . چون ابليس را به لعنت كردند ، همه فريشتگان و دربانان بهشت روى از وى بگردانيدند . اين مار همچنان دوستى با وى همى كرد . و ابليس هر گاهى به در بهشت شدى و با وى حديث كردى و از خبر آدم پرسيدى و گفتى از آن درخت كه او منع كردند خورد ؟ گفتى نه . پس چنين آمد به خبر اندر كه ابليس مار را بفريفت و خواهش كرد كه مرا راه ده تا در بهشت روم بنزديك آدم و با او حديثى كنم . مار گفتا نيارم كه اين فريشتگان ترا ببينند . ابليس گفتا دهن باز كن تا اندر دهن تو شوم تا بر ايشان بگذرم . مار را گويند صورتى بود كه از آن نيكوتر نبود و چهار دست و پاى داشت و پر داشت . پس ابليس را در بهشت برد به دهن اندر ، چنان كه كس او را نديد ، تا پيش آدم شد . آدم با حوّا عليهما السّلام بر تخت نشسته بودند . ابليس پيش ايشان بنشست و از حالشان