مؤلف مجهول
42
تاريخ سيستان
آن وديعت به انوش سپرد ، و انوش بقينان و قينان بمهلائيل و مهلائيل [ 1 ] بير [ دويرد ] [ 2 ] زنى اختيار كرد چنان كه فرمان بود نامش اجرّه و بار بر گرفت و اخنوخ كه ادريس بود بيامد و آن نور بر جبين او پيدا [ 3 ] ، همان وصيّت و عهد به دو سپرد و او بپذيرفت [ و ] بروحا را بزرگوارتر زنان [ 4 ] را بزنى كرد و متوشلخ [ 5 ] [ از او بيامد و متوشلخ ] را لمك بيامد و لمك مرد بزرگوار با قوّت بود ، قينوش بنت بركائيل بن محوائيل را بزنى كرد نوح صلَّى الله عليه و سلَّم ازو بيامد و آن نور پيدا ، لمك آن عهد بنوح پيوسته كرد و او قبول كرد عمريّه را بزنى كرد زنى بزرگوار مؤمنهء صالحه بود ، سام از و بيامد و نور مصطفا صلى الله عليه بر او پيدا ، نوح آن نور بوى وديعت كرد و او بپذيرفت و تابوت آدم عليه السّلم به دو سپرد و آن تابوت از درّهء بيضا بود ، و آن را دو در بود از زر سرخ و دو بند از زمرّد سبز ، و زنى به دو دادند از دختران ملوك ، چنان زنى كه اندر همه عالم او را نيز بحسن و جمال و پاكيزگى نظير نبود ، ارفخشد از و بيامد و نور بياورد [ سام ] تابوت و نور به دو سپرد و او قبول كرد ، و ارفخشد مرغانه [ 6 ] را بزنى كرد و عابر ازو بيامد و او هود النّبى بود صلوات الله عليه ، نور بياورد و از هر جاى ندا بر آمد كه اين نور مصطفاست كه بتان بشكند و كفّار هلاك كند و [ ارفخشد ] تابوت و نور پدر به دو سپرد و او قبول كرد ، ميشاخا را بزنى كرد فالخ [ 7 ] ازو بيامد و از فالخ شانخ و از شانخ [ 8 ]
--> [ 1 ] در اصل ( مهائيل ) بوده با مركب ديگرى اصلاح شده . [ 2 ] در متن بعد از مهلائيل دوم سه كلمه تراشيده شده و كلمهء اولى آن بطوريكه باقيمانده ( بير ) است كه مصححى آن را قلم زده ( نيز ) كرده و عبارت چنين شده ( مهلائيل نيز زنى اختيار كرد ) انساب مزبور را مسعودى چنين نقل كرده است : - ابراهيم بن تارخ و هو آذر بن ناخور بن ساروغ بن ارعوا ابن فالغ بن عابر بن شالح بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن متوشلخ بن اخنوخ بن يرد بن مهلائيل ابن قينان بن انوش بن شيث بن آدم ع ( التنبيه و الاشراف - ص 80 چاپ ليدن ) . [ 3 ] بعد از ( پيدا ) روى كلمه با مركب تازه لفظ ( بود ) اضافه شده است . [ 4 ] روى لفظ ( زنان ) لفظ ( را ) با مركب تازه اضافه شده . [ 5 ] اينجا چيزى افتاده است . و اقل عبارت محتمله در متن بين هلالين قرار داده شد . [ 6 ] مرغانه و مرنهانه و مرخانه هر سه خوانده مىشود . [ 7 ] فالغ و فالع ، ضبط است . [ 8 ] در تواريخ كه به نظر رسيد ( شانح ) درين انساب ديده نشد و جملهء ( و از شانح ) در حاشيه است