مؤلف مجهول

32

تاريخ سيستان

كردن ديگر قلعتها را پراكنده خمسين الف درهم ، و محبوسانرا بهر شهرى كه بودند عشرين الف درهم ، و ماه رمضان در مسجد جامع ثلثين الف درهم : قرآنخوانان را هر چند بودندى ، و خادمان ديوان را [ 1 ] و عوانان را [ 2 ] و حرسيان را و عريفان [ 3 ] را و پاسبانان را و معرّفان را [ 4 ] و هر چشم بينشى [ 5 ] را هر چند كه بودندى ، بهر شهر كه بودندى ، هر يكى را اندرين ماه [ 6 ] عشرين درهما ، و اندر هر روز من الخبز منّوين ، و مؤذنان را به همه جاى كه بودندى عشرين الف درهم ، و اندر هر سال صد بنده بخريدندى از پانصد درم تا چهار صد درم و آزاد كردندى نر و ماده و هر يكى را چندانك بهاء او بودى . . . [ 7 ] [ و ] بيمارستان را عشرة آلاف درهم ، و بند بستنها را اگر بيش بايستى هر چند شدى و اگر نه خمسة و عشرين الف درهم ، والى شرطه [ 8 ] را در هر سال ثلثين الف درهم ، بندار [ 9 ]

--> [ 1 ] خادمان ديوان ، اجزاء و خدام ديوانخانهء عدليه بوده‌اند . [ 2 ] عوانان ، مأمورين ديوانخانه و مجريان أوامر عدليه و ساير اوامر مربوطهء بشهرها . [ 3 ] العريف رئيس القوم سمى لانه عرف بذلك ، او النقيب و هو دون الرئيس ( قاموس ) اينجا مراد رؤساى شهرىاند . طبرى : موالى هر نه نفر رئيسى داشتند موسوم به عريف و هر پنجاه نفر رئيسى موسوم به خليفه و هر صد نفر رئيسى موسوم به قائد ( طبع ليدن حوادث 266 ص 1798 - 1799 ) [ 4 ] در نسخهء اصل با تشديد ظاهرا مطلعين باحوال طبقات مردم ، و يا معروفان با اسقاط و او در نسخه . [ 5 ] كذا ؟ و ظاهرا « چشم بينشى » است بمعنى مشرف كه باصطلاح امروز مفتش و مأمورين سرّى باشند يا سرشناسان . احياء : ص 9 پ : سه هزار درم خرج كوران كردى . [ 6 ] كذا فى الاصل ، هم ( اندرين ماه ) خوانده مىشود و هم ( اندر بن ماه ) يعنى در آخر ماه ، و چون بعد از جمله ( و ماه رمضان . . . ) واو عاطفه نياورده و محل خرج را هم معين نكرده بايد حدس اول درست باشد . [ 7 ] اين جمله ناقص و پيچيده به نظر ميآيد و ظاهرا عبارت چنين بوده : چندانك بهاء او بودى نفقه و جامه كردندى . چه پس از تعيين قيمت آنها بعبارت « از پانصد درم تا چهار صد درم » ديگر نميتوان عبارت « چندانك بهاء او بودى » را به قيمت بندگان اسناد داد و ناچار بايستى در اصل عبارتى افتاده باشد و معنى اين باشد كه سالى صد بنده زن و مرد به قيمت چهار صد تا پانصد درم خريده و هر كدام را به همان ميزان قيمت آنها جهيز يا نفقه داده آزاد ميساختند . احياء 9 پ : و هر يك را به مقدار ديگر كه بهاى ايشان [ بودى ] دادى كه در آن سال خدمت بيماران و غريبان كردى و آخر سال آزاد كردى . [ 8 ] تراشيده ( شهر ) كرده‌اند ، احيا : شرطه . [ 9 ] بندار ، بضم اول رئيس ماليه بوده است .