مؤلف مجهول

33

تاريخ سيستان

خراج را و دبيران او را خمسين الف درهم ، و صاحب مظالم را عشرين الف درهم ، و ريگ بستنها را ثلثين الف درهم ، [ و ] پرنها [ 1 ] را كه نگاه داشتندى [ 2 ] خمسين الف درهم ، [ و ] پلها و رودها و جويها و معبر كشتيها را اندر هيرمند ثلثين الف درهم ، ديگر بر جاى نهادندى ابناء سبيل و ضعفا را ، [ و ] نفقات و جامه كردندى غربا را ، و نگاه كردندى اگر كسى را وامى آمدى بدادندى و اگر جاى بغريق يا بسببى ويران گشتى آبادان كردندى ، و هر چه بسر سال زيادت شده بودى والى برين كسها كه ياد كرده شد تفرقه كردى و بعيدها مهمانى كردندى و بخور و غاليه دادندى ضعفا را هم ازين ، و باللَّه التّوفيق . اكنون ياد كنيم از طريقى كه مردم سيستان داشتند اندر قديم تا اسلام آورده شد گرشاسب و نبيره گان [ 3 ] او تا فرامرز بن رستم همه بر آن طريقت بودند كه آدم عليه السّلم آورده بود ، بامداد و بوقت زوال و شبانگاه نماز كردندى و پرستش ايزد تعالى ، و ديگر به همه اوقات كه بشغل دنيائى اندك و بسيار خواستندى شد پيشتر نماز كردندى ، پس از آن بدان شغل رفتندى ، و زنا و لواطه و دزدى و خون ناحق ميانشان حرام بود ، و مردار نخوردندى و تا ذبيحت نكردندى آنچه حلالست اكنون خوردن آن نخوردندى ، و صدقه بسيار دادندى و هميشه ميزبان بودندى و مهمان را نيكو داشتندى و اين همه از جمله فرايض داشتندى بر خويشتن ، دختر و خواهر و مادر را بزنى نكردندى ، و پيكار كه ميان رستم و اسفنديار افتاد سبب آن بود كه چون زرتشت بيرون آمد و دين

--> [ 1 ] پرن در كتب لغت و ادب ديده نشد و پس از تحقيق از مردم سيستان و مطالعات ديگر محقق شد كه پرن بفتح اول بمعنى سدهاى خاكيست كه با بوته و جگن و غيره در معبر رودها و پيش مزرعه ها بندند و نوعى از آن را در خراسان ( پل ) گويند و در برخى نقاط ديگر سدهاى دستى را ( پرند ) تلفظ كنند و اين هر سه لفظ از يك ريشه است و برهان تنها پل بمعنى مرز را ضبط كرده است . [ 2 ] نگاه داشتن در قديم بمعنى محافظت نمودن و مراقبت كردنست . و درين كتاب مكرر به اين معنى آمده است - مراد آنست كه براى محافظت سدها و پرنها فلان مبلغ . . . [ 3 ] در اصل با همين املاست .