مؤلف مجهول

24

تاريخ سيستان

و هر چه مغربست ايران شهر ] [ 1 ] و الله المستعان . اما حدود سيستان و شهرهاء او چند است و از كجا تا كجاست سيستان خود گفتيم كه گرشاسب كرد و از پيش كردن سيستان خود بست و رخد [ 2 ] و زمين داور و كابل و سواد آن او را بود كه جدّ او كرده بود از سوى مادر و گودرز [ 3 ] نام دارد و اكنون اين شهرها بديوان بغداد و خلفا از جانب سيستان برآيد [ 4 ] و مال آن بر سيستان جمع است و سفزار [ 5 ] و بوزستان [ 6 ] و لوالستان [ 7 ] و غور سام نريمان كرد ، و كشمير رستم دستان كرد و خزائن خويش و مال خويش آنجا نهاده بود و گرديز حمزة بن عبد الله الشارى كرد ، و غزنين يعقوب بن الليث ملك الدنيا كرد ، اين همه شهرها بروزگار جاهليّت اندر فرمان پهلوانان و مرزبانان سيستان بودند تا روزگار اسلام كه ولايت ديگرگون شد .

--> [ 1 ] اين قسمت در آخر فصل بعد و بىمورد واقع شده و جايش بقرينه در همين جا و آخر اين فصلست ور نه قول ابو الفرج ناتمام مىماند ، و ظاهرا ناسخ اشتباه كرده است معذلك آن را ميان دو قلاب نهاديم تا با اصل نسخه التباس نشود و از آخر فصل بعد انداختيم . [ 2 ] رخد بضم اول و فتح ثانى بايد خوانده شود چه از ( رخوت ) پهلوى بضم اول و خو معدوله و تاء ساكن گرفته شده است كه همان ( ارخوزيه ) هخامنشى باشد و رخج عربى . [ 3 ] كورنگ معروف است پدر زن جمشيد و جدّ مادرى گرشاسب . [ 4 ] يعنى به حساب مملكت سيستان است و خراج آنها در شمار خراج آن كشور مىباشد . [ 5 ] سفزار در اصل متن با همين املاء بدون الف است ولى الفى الحاقى و بد خط بر آن افزوده‌اند . سفزار و اسفزار و سبزوار يك لغت است و اين اسفزار امروز جزء ايالت هراتست و آن را سبزوار خوانند و اين غير از سبزوار حاليهء خراسانست . [ 6 ] اصل اين لغت در متن « بوزستان » يا « بزستان » بوده و مصحح آن را تراشيده خوزستان كرده و اين تراش غلط به نظر ميرسد و اصل متن صحيح بوده بزستان و بوزستان ممكن است بژستان و بعد التعريب بجستان حاليه باشد . [ 7 ] احياء : اسفزار و قهستان و بو الستان و غور سام بن نريمان ساخت ( عكسى ص 9 ) .