مؤلف مجهول
19
تاريخ سيستان
بود ، و فيروز مولى الحصين بن ابى ابحر العنبرى [ 1 ] از سيستان بود كه بر حجّاج همى حرب كرد ، و اندر يك روز حجّاج علامت خويش بر [ 2 ] هفتاد مرد كرد و بداد ، از بزرگان لشگر خويش ، [ و فيروز ] همه را بكشت . آخر بانگ كرد كه كم حجّاجكم ، چند حجّاج است شما را ؟ حجّاج منادى كرد كه هر كه سر او پيش من آرد او را ده هزار درم بدهم ، و يزيد مهلَّب را گفت تقدّم و لك عشرة آلاف درهم . پيش رو و ترا ده هزار درم ، جواب داد انت تقدّم و لك عشرون الف درهم فانا هو رأس [ 3 ] واحد گفت تو پيش رو ، ترا بيست هزار درم كه من سر بيش يكى ندارم ، فيروز بشنيد ، اندر لشكر خويش منادى كرد كه هر كه سر حجّاج پيش من آرد صد هزار درم بدهم ، و آن روز حربى هولناك كردند ، آخر حجّاج بهزيمت بازگشت [ 4 ] ، اين فيروز با عالمى كه بود ، بدين دلاورى بود و زهير نعيم ، و عفّان بن محمّد ، و عثمان عفّان ، و ابو حاتم السجستانى و سليمان بن الشعث ، و عثمان بن العبد ، و [ ابو داود [ 5 ] ] و ابو بكر بن ابى داود [ 6 ] ، و ابو -
--> [ 1 ] كذا و الصحيح « الحر العنبرى من بنى العنبر بن عمرو بن تميم » ( بلاذرى ص 403 ) و ابو العباس مبرد در كتاب كامل گويد : « فيروز حصين [ بضم حا و فتح صاد بر وزن حسين ] مردى از خاندانهاى مشهور و كريم و بزرگ ايران بوده و پس از آنكه اسلام آورد خويش را بحصين بن عبد الله العنبرى كه از بنى العنبر بن عمرو بن تميم بود ، منسوب ساخت . . فيروز حصين مردى شجاع و جواد و نبيل و خو به صورت و بلند آواز بود . . . الخ » و شرحى در فضايل فيروز و حربهاى وى در ركاب مهلب و ابن اشعث ذكر كرده است ( رك - كامل مبرد خطى نگارنده ص 220 پ ) كامل - التواريخ كنيهء فيروز را ابو عثمان نوشته ( ج 4 ص 7 - 188 ) و عاقبت بدست حجاج يوسف بقتل رسيد . [ 2 ] بر ، بمعنى « با » يعنى علامت و علم خود را با هفتاد مرد كرد - يعنى همراه كرد و در اين كتاب « بر » به اين معنى مكرر در مكرر استعمال شده است . [ 3 ] كذا . . . ذو راس ؟ [ 4 ] در حاشيه شعر : گريزى بهنگام . . . الخ . [ 5 ، 6 ] رك معجم البلدان ج 6 ص 40 - و ابن خلكان چاپ مصر ج 1 ص 302 ( و هو ابو داود سليمان ابن الاشعث بن اسحق بن بشير بن شداد بن عمرو بن عمران الأزدى السجستانى « 202 - 275 » و ولده ابو بكر عبد الله ) . و نيز محتمل است سليمان بن الشعث در دو نام پيش از اين همين ابو داود سليمان بن اشعث باشد ؟