مؤلف مجهول

8

تاريخ سيستان

ملك محمود وزير را گفت اين مردك مرا بتعريض دروغ زن خواند ، و زيرش گفت ببايد كشت [ 1 ] ، هر چند طلب كردند نيافتند . چون بگفت و رنج خويش ضايع كرد و برفت هيچ عطا نايافته ، تا بغربت فرمان يافت . و اگر ما بشرح هر يك مشغول گرديم غرض بجاى آورده نباشيم ، و اين يكان يكان جهان را معروف و مشهورست ، همچنين فرزندانشان نسل بر نسل بروزگار ملوك عجم ، جهان پهلوان بودند . تا چهار هزار سال بر آمد و پيغامبر ما ( صلعم ) بيرون آمد و شريعت اسلام آورد ، بروزگار خسرو پرويز بن هرمز بن انوشروان الملك ، كه بختيار جهان پهلوان بود از فرزندان رستم ، و ببختيار نامه قصّهء او باز خوانند . ( نسبت بختيار الاسبهبد ) بختيار بن شاه فيروز بن بزفرى [ 2 ] بن شير اوژن بن خدايكان بن فرخ به [ 3 ] بن ماه خداى بن فيروز بن كرد آفرين [ 4 ] بن پهلوان بن اسپهبد بن رستم بن مهر آزاد بن رستم ابن بولاد بن كان آزاد مرد [ 5 ] بن رستم بن جهر آزاد بن نيرو سنج بن فرخ به [ 6 ] بن داد آفرين ابن سام بن به آفريد بن هوشنگ بن فرامرز بن رستم الاكبر بن دستان بن سام بن نريمان بن كورنگ بن گرشاسب [ 7 ] . پس چون اسلام بسيستان آوردند و لشگر اسلام قوى گشت . و جهانيان را معلوم شد كه كسى را بر فرمان سماوى تاب نباشد ، و كار نه بعدّت و سلاح و لشگر است ، الَّا

--> [ 1 ] اين روايت جائى ديگر ديده نشده است . [ 2 ] ظ : برزفرى ، كه اصل لغت فريبرز باشد احياء : هرمزى بن شير ارمان . [ 3 ] متن ، فرح به . [ 4 ] ظ : گرد آفريد احياء : گودرز آفرين . [ 5 ] نام ( كان آزاد مرد ) و نام ( پولاد ) به تنهائى ديده نشده ولى پولاد كان و آزاد مرد هر دو نام مكرّر ديده شده و بايد اصل چنين باشد : « پولادكان بن آزاد مرد » احياء : چون متن . [ 6 ] متن ، فرح به احياء : فرخ . [ 7 ] رجوع شود بحاشيهء ( 4 ) ص ( 5 ) .