مؤلف مجهول
9
تاريخ سيستان
بفرمان خداى تعالى ، و مردمان سيستانرا معلوم بود اندر آخر زمان بيرون آمدن مصطفى عليه السلام كه بر حقّ است ، سيستان به صلح بدادند [ 1 ] . . . بجايگاه آن پهلوان سيستان بروزگار پادشاهى [ 2 ] . . . رستم بن آزادخو بن بختيار الاصبهبد بود ، و از بختيار باز گفتيم تا بگرشاسب ، و نسبت گرشاسب اندر ابتداء اين كتاب باز گفتهايم تا كيومرث كه آدم بود عليه السّلام . اكنون بعضى از فضايل آنچه اندر كتابهاست [ و ] خداوندان اخبار و حكما ياد كردهاند . اندر كتاب انبياء عليهم السّلام على بن محمّد طبرى [ 3 ] باز گويد كه چون آدم ( عليه ) از سرانديب بطلب حوّا برفت ، به هيچ جا اقامت نكرد مگر بدان جايگاهى كه اكنون سيستان است ، آنجا آب روان ديد بر ريگ ، بخورد ، سبك بود ، و باد شمال همى آمد ، بخفت خواب كرد ، چون بر خواست طهارت كرد و تسبيح كرد ، چون فارغ شد چيزى خواست كه بخورد ، جبرئيل عليه السّلام بنزديك او آمد ، او را اندر وقت درخت نار و درخت خرما پديد آورد ، و بقدرت بارى تعالى ببار آمد ، و آدم از آن بخورد ، و هنوز اصل خرما و نار از آنگاه است . و آن وقت كه گرشاسب رغبت بنا كردن سيستان كرد سبب آن خرما و نار بود كه آنجا ديد . ( فضل آخر ) فضل ديگر آنست كه بگاه غرق نوح عليه السّلام كه اندر كشتى گرد آفاق همى گشت ، كشتى آنجا بايستانيد و كبوتر را بفرستاد تا خبر آورد نزديك وى كه عذاب برخواست و آب كمتر شد ، و آنجا دو ركعت نماز كرد اندر كشتى ، و كبوتر را دعا كرد
--> [ 1 ] در اينجا ثلث سطر در متن سفيد است . [ 2 ] اينجا هم ثلث سطر در متن سفيد است . [ 3 ] اين شخص معلوم نشد كيست و در تاريخ محمد بن جرير طبرى چنين روايتى نيست . شايد مراد على بن محمد المدائني باشد كه مورخان قديم مانند مسعودى و طبرى و بلعمى و غيره از وى بسيار نقل كردهاند . يا على بن محمد بن سليمان النوفرى باشد كه مسعودى در مقدمهء مروج الذهب از وى نام برده است .