مؤلف مجهول

268

تاريخ سيستان

دولت [ بود ] چه كردند ؟ كسى مباد كه بر ايشان اعتماد كند ! ديگر كه خود رفتى بيشتر بجاسوسى و بحرس داشتن اندر سفرها . و ديگر هرگز بر هيچكس از اهل تهليل كه قصد او نكرد شمشير نكشيد و پيش تا حرب آغاز كردى حجّتها بسيار بر گرفتى و خداى را تعالى گواه گرفتى ، و بدار الكفر حرب نكردى تا اسلام بريشان عرضه كردى ، و چون كسى اسلام آوردى مال و فرزند او نگرفتى و اگر پس از آن مسلمان گشتى خلعت دادى و مال و فرزند او باز دادى . ديگر آنكه اندر ولايت خويش هر كه را كم از پانصد درم وسعت بودى ازو خراج نستدى و او را صدقه دادى [ 1 ] . حديث سير عمرو بن اللَّيث و كار او و چگونگى اوى اما عمرو چون او برفت جهد كرد تا بيشترى از آيين و سيرت [ وى ] نگاه داشت ، و هزار رباط كرد و پانصد مسجد آدينه و مناره كرد دون پلها و ميلهاء بيابان ، و كار خير بسيار رفت بر دست وى و قصد بيش داشت كه بدان نرسيد ، و همّت عالى داشت چنان كه مردى او را تاى ديباء زربفت آورد بيست من به سنگ ، فرمود تا بر رسيدند كه او را اندرين چند خرج شده است بپرسيدند ، گفت دو هزار دينار ، بيست هزار دينار داد او را ، پس فرمود تا آن ديبا بياوردند ، گفت اگر يك غلام را دهم ديگران ازين بىنصيب مانند و اين يكى بيش نيست ، پس بفرمود تا بر شمار غلامان پاره كردند هر يكى را پارهء بداد . و عمرو هيچ ضعيف را نيازردى و گفت : په [ 2 ] اندر شكم بنجشگ [ 3 ] نباشد اندر شكم گاو گرد آيد .

--> [ 1 ] انصاف توان داد كه از فضايل يعقوب و عمرو آنچه مورخين نوشته‌اند كمتر ذكر كرده است . [ 2 ] بايد ( پى ) باشد كه مخفف ( پيه ) است ، چه خراسانيان پيه را پى تلفظ ميكنند . مصححان قديم اين كتاب ( پى ) را ( په ) كرده‌اند مانند كى و چى و بى و نى و يارگى . . . [ 3 ] بنجشك لغتى است از گنجشك .