مؤلف مجهول
251
تاريخ سيستان
هزيمت كردن رافع بن هرثمه از پيش عمرو ليث و بر مقدمهء رافع برادر او بود محمد بن هرثمه ، و ابو منصور بن مخليس و منصور بن نصر ، و اللَّيث بن على ، و معدل بن على پسران على بن اللَّيث ، پس دو لشگر برابر شد ، و حربى صعب بكردند ، و رافع بهزيمت بگرگان شد ، و عمرو تا بسفراين [ 1 ] از پس او بشد ، و ليث و معدل را دو پسر على ليث را هر دو اسير گرفت و بنشابور آورد ، و هر دو را بنواخت و خلعت داد و نيكوئى گفت پس گفت عمرو سوى پدر رويد ، گفتند نه ما بندگانيم اينجا بباشيم پدر خود بيايد ، و بلال بن الازهر را امير نشابور كرد ، و محمد بن شهفور را بمرو الرود فرستاد بطلب على بن الحسين [ 2 ] ، و على بگريخت ببلخ شد و پسر فريغون [ 3 ] با او يك جا آنجا جمع شدند ، تا بو داود كه عامل بلخ بود از عمرو ايشان را زنهار خواست [ 4 ] ، و عمرو زنهار داد ، چون عمرو قصد مرو كرد ، رافع بنسا [ 5 ] آمد ، عمرو نزديك سرهنگان خراسان جمازه و نامه فرستاد كه بطلب
--> [ 1 ] ظاهرا « به سفر اين » مخفف « به اسفراين » است ، اسفراين امروز از مضافات بجنورد و سبزوار و بين نيشابور و اين دو ولايت بر حد شمال غرب افتاده است در ميان كوهستان . [ 2 ] رجوع بحاشيه چهار صفحه 250 . [ 3 ] اين پسر فريغون ابو الحرث احمد بن محمد الفريغونى صاحب گوزكانان است كه سبكتكين از وى دختر خواست و بپسر وى ابو نصر دختر داد و عتبى در تاريخ خود از آن خاندان نام برده و آنان را ببزرگى و كرامت ستوده و بديع الزمان همدانى آن قوم را مديح گفته است . و ناصر خسرو در بيتى به آنان اشاره كرده است آنجا كه دربارهء محمود غزنوى گويد : كجاست آنكه فريغونيان زهيبت او * ز دست خويش بدادند گوزكانان را و در زمانى كه عمرو ليث به خراسان آمد بدين احمد امير گوزكانان نامه نوشت بطاعت و وى عمرو را طاعت داشت ( تاريخ بخارا ص 85 ) و اينكه نوشته است على بن الحسين مرورودى و پسر فريغون يك جا جمع شدند مخالف است با آنچه ابو جعفر النرشخى در تاريخ بخارا نوشته و ما در حاشيه ( 4 ) صفحهء 250 نوشتيم . [ 4 ] رك : ص 253 حاشيهء 2 . [ 5 ] در اصل چنين است ولى بعد با مركبى تازه زير « نسا » لفظ « بور » افزودهاند و صحيح نيست ، چه بعد ميگويد چون رافع بدانست به بيابان سرخس برفت ، و اين « نسا » بر سر بيابان سرخس است و نشابور از بيابان سرخس بمراحلى دور است . ابن اثير گويد : به ابيورد شد ( 7 ص 152 ) .