مؤلف مجهول

252

تاريخ سيستان

او رويد ، چون رافع بدانست ببيابان سرخس برفت ، و عمرو از پس او بتاختن بشد ، رافع سوى طوس بيرون آمد و وز آنجا بنشابور شد و بحصار اندر شد ، و عمرو بنشابور آمد ، و اين همه اندر ربيع الاخر سنه ثلث و ثمانين و مائتين بود . پس رافع علامتها سپيد كرد و سياه بيفكند و خطبه كرد محمد بن زيد را ، و او بطبرستان بود ، و خطبهء معتضد بگذاشت و عمرو را از هر سوى حمل همى آوردند و رافع بتاختن لشگر فرستاد كه مگر حمل بدست كند [ 1 ] ، عمرو احمد بن سمى را و على شرو بن [ 2 ] را با سرهنگان بفرستاد ، هر دو لشگر فراهم رسيدند و حرب فرا گرفتند ، رافع بتاخت به يارى گروه خويش ، عمرو بشنيد نيز بتاختن شد به يارى سپاه خويش ، و محمد ابن بشر را از پيش بفرستاد بباب الزاد ، هر دو فراهم رسيدند و آب منصور بن نصر الطبرى گرفته بود ، و اين روز شنبه بود پنج روز باقى از رمضان سنه ثلث و ثمانين و مائتين و عمرو بفرمود تا گرد نيشابور كنده كردند ، بازار كندهء [ 3 ] بيرون آمد ، و رافع بسبزوار [ 4 ] بود و آنجا حرب كردند و بسيار مردم كشته شدند و رافع هزيمتى زشت كرد ، و منصور بن مخلس بزنهار عمرو آمد ، و عمرو از پس رافع براند تا براد [ 5 ] بشد ، پس از آنجا بازگشت نحو پنج هزار مرد اسير گرفت [ و ] پنج هزار ديگر بزنهار آمد سوى عمرو ، همه را بنواخت و نيكوئى كرد ، و على بن شروين و احمد بن سمى را بفرستاد با سپاهى بزرگ بر اثر رافع ، و رافع ببيابان خوارزم اندر شد با اندك مايه مردم ، چون از آنجا بيرون شد

--> [ 1 ] بدست كند ، يعنى بدست آورد - ناصر خسرو گويد : راست كه چيزى بدست كرد و قوى گشت * گر تو به دو بنگرى چو شير بغرد [ 2 ] در اصل « شروبن » بدون نقطهء ياء ضبط شده و شبيه بدين اسم جز « شروين » نيست و در تاريخ بخارا تأليف نرشخى و ترجمهء ابو نصر القباوى چاپ پاريس « تصحيح شارل شفر » اين شخص را « على بن سروش » نويسد ( ص 86 - 87 ) و در زين الاخبار تأليف گرديزى « على بن شروين » ضبط شده ( صفحه 18 ) و ظاهرا شروين اصح رواياتست ، زيرا اين تسميه مكرر در قديم ديده شده . و ليكن تسميه ( سروش ) قديما به نظر نگارنده نرسيده است . [ 3 ] كذا « بازار گندهء بيرون آمد » نوشته شده و ظاهرا « باز از كنده بيرون آمد » بايد باشد . [ 4 ] در طبرى و كامل سبزوار نيست و ظاهرا اينجا چيزى افتاده يا ( بود ) بجاى ( شد ) نوشته شده . [ 5 ] كذا . . .