مؤلف مجهول
249
تاريخ سيستان
گشت . چون موسى [ 1 ] ببغداد آمد و شنيد كه عمرو با احمد بن عبد العزيز برچى [ 2 ] كرد و باهواز آمد و مال آن بستد [ 3 ] ، تافته گشت ، قصد كرد كه خود بنفس خويش بشيراز آيد بدين تدبير اندر بود كه علتى صعب او را پيش آمد و فرمان يافت روز پنجشنبه هشت روز گذشته از صفر سنهء ثمان و سبعين و مائتين . وفات يافتن موفق و نشستن المعتضد باللَّه بخلافت [ 4 ] و ابو العباس المعتضد باللَّه بن ابى احمد الموفق باللَّه باميرى نشست [ 4 ] و آن روز كه پدر مرد معتضد محبوس بود ، چون بنشست اول چيزى آن فرمود كه اسماعيل بن بلال [ 5 ] را كه وزير بود بكشتند ، كه او را [ 6 ] بتدبير او باز گرفته بود پدر ، و عبيد الله بن سليمان بن وهب را وزير كرد ، و پس اسماعيل بن اسحق القاضى را برسولى فرستاد سوى عمرو و صلح كرد با او ، و همه مرادهاء عمرو بحاصل آورد ، و فرمان داد تا نام او بر همان جايها كه بود بنوشتند و بحرمين خطبه كردند او را بار نو ، و خلعت و هديه هاء بسيار ولوا فرستاد بولايت فارس و كرمان و خراسان و زابلستان و سيستان و كابل و شرط بغداد ، و فرمان داد كه بحرب رافع بن هرثمه بايد رفت ، عمرو بپذيرفت از فارس بازگشت اندر سنة تسع و سبعين و مائتين ، و محمد بن شهفور بن موسى را بر فارس خليفت كرد ، و خلف بن اللَّيث بن فرقد بن سليمان بن ماهان فرمان يافت روز دو شنبه يازده روز مانده از ذى الحجّه سنة تسع
--> [ 1 ] ظاهرا « چون موفق » . [ 2 ] اصل : « برحى كرد » برچى كرد يعنى « چه كرد » . [ 3 ] يعنى شنيد كه عمرو باهواز آمد و ماليات بستد . [ 4 ] باميرى نشست را نبايد خلافت بشماريم بلكه بايد ولايت عهد بدانيم ، چه خلافت معتضد از روزى است كه عمّش معتمد بمرد و اين در سال 279 بود ، چه هر چند معتمد محبوس گونه بود ليكن خطبهء خلافت بنام وى ميبود تا درگذشت . ( رك : تعليقات ) [ 5 ] چنان كه گذشت « اسماعيل بن بلبل » است نه بلال و شرح كشتن وى نيز در حواشى ماضى گذشت . [ 6 ] يعنى معتضد را ، چه موفق معتضد را در آخر روزگارش حبس كرده بود ( كامل 7 ص 134 ) .