مؤلف مجهول

235

تاريخ سيستان

و عبد الله [ 1 ] بن عبد الله بن طاهر را خليفت خويش كرد بر بغداد ، و خلعت داد و آنجا فرستاد [ 2 ] اندر صفر سنهء ست و ستين و مائتين ولايت حرمين نحج بن حاخ [ 3 ] را داد و خود بازگشت و بپارس آمد باز عمرو ستونهاء زرين و مالهاء بزرگ فرستاد نزديك معتمد . و معتمد را برادر بجنون متهم كرد و محبوس كرد و خود بخلافت بنشست اندر اول سنهء سبع و ستين و مائتين ، و معتمد اندر آخر سنهء ست و ستين و مائتين بحبس اندر ، فرمان يافت [ 4 ] ، فرمان يافتن معتمد بحبس در سنه ست و ستين و مائتين و ابو احمد الموفق اين عمل بر عمرو بداشت . و علوى ناحم [ 5 ] ببصره بيرون

--> [ 1 ] ظاهرا « عبيد الله بن عبد الله بن طاهر » است . [ 2 ] اين عبيد الله بن عبد الله طاهر در دربار خليفه بود و او برادر محمد بن طاهر خزاعى است . طبرى گويد : « فمن ذلك ما كان من تولية عمرو بن الليث عبيد الله بن عبد الله بن طاهر خلافته على الشرطه ببغداد و سامرّا فى صفر و خلع ابى احمد عليه ثم مصير عبيد الله الى منزله فخلع عليه فيه خلعة عمرو بن الليث و بعث اليه عمرو بعمود من ذهب » ( طبرى 3 - 3 سال 266 ص 1936 ) . [ 3 ] غج هم خوانده مىشود . . . و در هيچيك از تواريخ چنين خبرى ديده نشد و آنچه مينويسند عمرو ليث پسر ابو ساج را ( در 266 ) ولايت حرمين داد و پيش از او عيسى بن محمد المخزومى ولايت مكه داشته است . فقط ابن اثير ( ج 8 ص 4 ) نحج بن جاخ نامى را ذكر كرده كه در سنهء 295 به سمت امارت و سردارى در مكه بوده و شكى نيست كه اين دو يكى هستند اما ولايت حرمين او معلوم نيست . [ 4 ] ابن اثير وفات معتمد را در سال تسع و سبعين و مائتين ( 279 ) ميداند و گويد : المعتمد على الله در اين سال شب دوشنبه يازده شب باقى از رجب ببغداد بمرد ، و موفق برادرش يك سال پيش از معتمد مرده بود ليكن تا موفق زنده بود كارها همه را در كف داشت و برادر را دست نشانده و مطيع خويش نموده بود و بر وى تحكم كردى و سخت گرفتى چندانكه وقتى معتمد را سيصد دينار احتياج افتاد و نيافت و معتمد اين شعر بگفت : أليس من العجائب ان مثلى * يرى ما قلّ ممتنعا عليه و تؤخذ باسمه الدنيا جميعا * و ما من ذاك شيء فى يديه اليه تحمل الأموال طرّا * و يمنع بعض ما يجبى اليه و روايت تاريخ سيستان مأخذ روشنى ندارد . [ 5 ] ص : ناجم ، و اين علوى همان كسى است كه به صاحب الزنج معروفست و نام وى على بن محمد ابن عبد الرحيم است .