مؤلف مجهول
193
تاريخ سيستان
و احمد بن حنبل را بگذاشت [ 1 ] و نيكو گفت ، و او را نام كردند [ 2 ] اهل سنت مطرّى الاسلام [ 3 ] ، پس سه پسر خويش را از مردمان بيعت بستد : محمد المنتصر را و ابى عبد الله المعتز [ 4 ] را و ابى اسحق المؤيّد را ، و فرمان داد ، تا بهر شهرى خطبه بر نام ايشان كردند اندر اول ماه محرم سنه ست و ثلثين و مائتين . و كار صالح بن نصر به بست بزرگ شد بسلاح و سپاه و خزينه و مردان ، و همه قوّت سپاه او از يعقوب بن اللَّيث و عيّاران سيستان بود ، و اين اندر ابتداء كار يعقوب بود ، و مردمان بست اندر محرم سنهء ثمان و ثلثين و مائتين صالح بن نضر [ 5 ] را بيعت كردند و خراج بستدن گرفت و سپاه را روزى همىداد ، باز سپاه بيرون كرد و بفرستاد بكش ، [ 6 ] اول سپاهى كه بفرستاد اين بود كه محمد بن عبيد بن وهب و پسران حيان خريم [ 7 ] آنجا برخاسته بودند ، سپاه صالح آنجا آمد و ايشان هزيمت كردند و از پس ايشان برفتند و بگرفتندشان و ستور و سلاح ايشان بنزديك صالح بردند و پسران حبان حريم را بگذاشتند ، و محمد بن عبيد را محبوس كرد ، و محمد اندر حبس فرمان يافت ، و پسران حبان را چون باز گشتند به راه كش ، فرستاد تا بكشتند . باز عمار الخارجى بناحيت كش بيرون آمد با گروهى از خوارج ، صالح بن نضر كثير بن رقاد را و يعقوب
--> [ 1 ] بگذاشت ضد « باز داشت » است يعنى رها كرد ، و در تواريخ معلوم نيست احمد حنبل تا اين زمان حبس بوده است ؟ [ 2 ] اصل : و اهل - مراد آنست كه متوكل را ( اهل سنت - يعنى سنى ) نام كردند و در تواريخ نيز آمده كه متوكل را ( خليفه سنى ) لقب دادند و نيز ممكنست ( اهل سنت ) فاعل جمله باشد . [ 3 ] طرّى الشيء جعله طريا ( المنجد ) . يعنى : تازه كنندهء اسلام . [ 4 ] در اصل « معترز » بود . [ 5 ] كذا فى الاصل . . . و ظاهرا بطورى كه گذشت « نضر » با ضاد معجمه صحيح باشد . [ 6 ] كس و كش بكسر اول و تشديد ثانى ، و در كتب عرب با سين ضبط شده . شهريست در ما وراء النهر و نيز يكى از كورهاى سيستان است كه قصبهء آن كش نام داشته است . اصطخرى گويد : بين كس و بين سجستان ( زرنج ) 30 فرسنگ است بر كنارهء راه كرمان . . . ( ص 252 چاپ ليدن ) [ 7 ] كذا . . و پائينتر حبان حريم نوشته است .