مؤلف مجهول
192
تاريخ سيستان
عيّاران و مردان مرد بر او جمع شدند چه از بست و چه از سيستان ، و حرب كردند بر احمد بن ابراهيم القوسى ، و احمد قولى هزيمت شد ، باز ابراهيم پسر خويش را از بست باز خواند و يحيى بن عمرو را آنجا فرستاد ، و يحيى از اجلَّاء عرب بود آنجا شد و مردمان را بنواخت و به دو آرام گرفتند ، و باز او را ابراهيم صرف [ 1 ] كرد و پسر خويش را احمد را باز آنجا فرستاد ، و سليمان بن بشير الحنفى به بست بود و احمد او را خليفت خويش كرد و خود آنجا شد ، و خاقان البخارى را بسواد بست بيرون فرستاد و مالها استخراج [ 2 ] كرد ، باز بشار بن سليمان رئيس و بزرگ بود و اندر ميان مردمان بست بيرون آمد ، و حربهاء بسيار كردند ، و احمد بن ابراهيم القوسى بهزيمت بسيستان آمد ، و بشر [ 3 ] شهر فرو گرفت و بنشست و بر مردمان جور كرد ، باز صالح بن النصر [ 4 ] برادر عشان بن نصر بن مالك به بست برخاست و مردم بسيار با او جمع شد از سيستان و بست ، و يعقوب بن اللَّيث و عيّاران سيستان او را قوّت كردند ، و بر بشّار بن سليمان حرب كردند و بشّار را بكشتند و بست و سواد آن صالح بن النضر را صافى شد ، و الواثق باللَّه روز چهار شنبه شش روز مانده از ذى الحجه سنهء اثنى و ثلثين و مائتين فرمان يافت و خلافت او پنج سال و نه ماه و سيزده روز بود ، و برادر او را هم اندران روز بيعت كردند نام و كنيت او : ابو الفضل جعفر بن محمد بن هرون الرّشيد و لقب او المتوكّل على الله پسر معتصم بود . ( نشستن المتوكل على الله به خلافت ) پس متوكل راه سنت پيغمبر صلَّى الله عليه پيش گرفت و مدّعيان را دور كرد و مردمان او را دوست كردند ، و فرمان داد تا در خطبها ياد كردند كه هر كه خلق قرآن گويد كافرست ،
--> [ 1 ] يعنى عزل كرد [ 2 ] اصل : استخراج . [ 3 ] بالا ويرا « بشار » نوشته است ! [ 4 ] در كتب تاريخى گاهى ويرا « نضر ، با ضاد و گاه « نصر » با صاد ضبط كردهاند و اكثريت با ضاد است .