مؤلف مجهول

136

تاريخ سيستان

( نشستن ابو العباس السّفاح بخلافت ) و بيعت بو مسلم كرد [ 1 ] و سپاه وى روز آدينه سيزده روز گذشته از ربيع الاول سنهء اثنى و ثلثين و مائه ، و نام اوى عبد الله بن محمد بن على بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب بود ، پس ولايت داد بو مسلم اندر خلافت سفاح بر سجستان عمر [ 2 ] بن العباس بن عمير بن عطارد بن حاجب بن زراره را ، عمر [ 3 ] برادر خويش را ابراهيم بن العباس را بر مقدمهء خويش [ 4 ] كرد و به سيستان آمدند ، و برادر خويش را ابراهيم را ولايت سند داد و آن روز كه خواست كه بسند رود از برادر عمر اندر خواست كه مردمان را گويند تا مرا تشييع كنند ، پس عمر يزيد بن بسطام را فرمان داد كه والى شرط او بود تا منادى كرد كه بايد كه با برادر امير مشايعت كنيد كه او بولايت سند همى رود ، و جاه عمر [ 5 ] نزديك بو مسلم بسيار بود ، و مردمان بيرون شدند با او سه هزار مرد غوغا و خاص و عام و جماعتى از بنى تميم با ايشان بودند و سر غوغا [ ى ] سيستان گشته بودند بدان روزگار ، پس يكى از آن مردمان بنى تميم بىادبى كرد ، ابراهيم فرمان داد تا گردن او بزدند ، بنو تميم بشوريدند ، و يزيد بسطام كه صاحب شرط بود كشته گشت ، باز حرب و كارزار سخت شد ، ابراهيم را و همه سپاه را كه با او بودند غوغا اندر ميان گرفتند و با بنو تميم يارى كردند و همه را بكشتند ، و ستور و بنه و كالاى ايشان و سلاح غارت كردند و سور ماتم گشت و شهر همه بشوريد ، پس قصد عمر بن العباس كردند ، او بتاختن از شهر بيرون شد بر راه بست كه به آنجا شود ، مطر بن ميسره از بست بيامده بود كه بسيستان

--> [ 1 ] كذا . . . و شايد « كرد » بضم الف و مضاف اليه باشد ؟ [ 2 ] در سطور بعد گاهى عمر و گاهى عمير نگاشته است ولى صحيح عمر است چنان كه يعقوبى نيز عين همين روايت را با همين نام و نشان ذكر مىكند ( ص 285 ) [ 3 ] در متن ( عمير ) است و صحيح عمر است . [ 4 ] متن چنين بوده ولى با مركب تازه پيش از لفظ كرد ، لفظ ( روانه ) زياد كرده‌اند . [ 5 ] از اينجا ببعد بجاى عمر ( عمير ) نوشته شده است و همه جا با تطبيق ضبط اول اين كتاب با ضبط يعقوبى اصلاح كرديم .