مؤلف مجهول
132
تاريخ سيستان
اندر محرم سنهء ثمان و عشرين [ و ] مائه ، پس بنو تميم سعيد بن عمرو [ 1 ] را طاعت داشتند و بنى بكر سر از طاعت او بكشيدند ، باز بحترى بن سهلب [ 2 ] بيامد و عهدى و منشورى از جهتى [ 3 ] امير المؤمنين نبشته مزوّر بر سيستان و كرمان ، و بحترى بن سهلب [ 2 ] بكرى بود و سوار بن الاشعر تميمى ، پس به ميانشان حربى و وقعتى بزرگ بيفتاد و بسيار مردم كشته شد ، سعيد بن عمرو [ 1 ] نيز هواخواه بنى تميم بود ، و اندرين وقعت هفتاد مرد پير [ 4 ] كشته شد دون جوانان و آن حرب را وقعة الشيوخ نام كردند ، و بحترى بن سهلب [ 2 ] از بست بود ، و اندرين وقعت بسيار بزرگان كشته شد و يكى از آن علا بن عبيد الله الحجازى بود ، باز غوغاء سيستان جمع شد و سعيد بن عمر را و بحترى بن سهلب را هر دو از قصبه بيرون كردند و سوار بن الاشعر را بنشاندند بامارت اندر جمادى الاولى سنه ثلثين و مائه . آمدن سوار بن الاشعر بسيستان و باز بر سوار خروج كردند و هم اندرين ماه او را بكشتند ، باز طلب بحترى بن سهلب [ 2 ] كردند ، نيافتند ، و از شهر بيرون رفتند پنجاه هزار مردم غوغا و بريگها اندر بحترى را بيافتند و بكشتند و هيثم بن عبد الله البغاث را باميرى بنشاندند بدان
--> [ 1 ] كذا . . . يعقوبى ( عمر ) و در همين كتاب هم ( عمر ) است . [ 2 ] يعقوبى ، بجير بن السلهب ، آورده است ( ص 285 ) . [ 3 ] اين ياء علامت اضافه است كه در املاهاى قديم متداول بوده و در اين كتاب هم گاهى اين املا رعايت شده است . [ 4 ] اصل : بر .