مؤلف مجهول

131

تاريخ سيستان

و سيستان بداشت ، و عبد الله بن عمر ، حرب بن قطن را بسيستان بداشت تا يزيد بن الوليد بدمشق فرمان يافت اندر ذى الحجة سنهء ست و عشرين و مائه ، ولايت او پنج ماه [ و ] دو روز بود ، باز بيعت كردند برادر [ او ] را ابراهيم را : ( نشستن ابراهيم وليد عبد الملك بخلافت ) اندر ذى الحجه سنهء ست و عشرين و مائه ابراهيم ، عبد الله بن عمر را هم بر ولايت عراقين و سيستان و خراسان بداشت ، [ و ] عبد الله بن عمر ، حرب بن قطن را بسيستان بداشت . اول تعصب ميان فريقين باز بسيستان فتنه افتاد از جهت عرب ، ميان بنى تميم و بنى بكر بن وايل - كه زان گروهى از ياران قطر [ ىّ ] بن الفجاة [ 1 ] بودند - بحديث فضايل صحابه ، و حربها و كشتن بسيار شد و هر روز حرب بود ، و غوغا و تمام سيستان به دو گروه گشتند ، هر گروهى هواء يك گروه جست ، پس چون حرب بن قطن بر خويشتن بترسيد و از سيستان برفت ، و سوار بن الاشعر را بر سيستان خليفت خويش كرد ، عبد الله بن عمر ، سعيد ابن عمرو [ 2 ] را از آل سعيد بن العاص بسيستان فرستاد ، و اندر آمد سعيد بن عمر بسيستان

--> [ 1 ] او قطرىّ بن الفجاءة است كه از عظماء خوارج بوده كنيت وى ابا نعامه و از شجعان خوارج و رؤساى آن طايفه است نسبش بمازن بن مالك ميرسد از بنى مازن بن عمرو بن تميم - در زمان عبد الله بن زبير وقتى كه مصعب برادر عبد الله والى عراقين بود خروج كرد و بيست سال خليفه و پيشواى خوارج بوده و بلقب امير المؤمنين خوانده مىشد و بارها بر لشكريان بنى اميه ظفر يافت و با مهلب و فرزندانش حربها كرد و به آخر در طبرستان از درهء به زير افتاد و كشته شد ( 79 ) هجرى . ( ج دوم البيان و التبيين ص 103 ) و غيره . . . [ 2 ] يعقوبى ص 285 : ( ابن سعيد بن عمر ) و گويد : ثم وجه عبد الله بن عمر بن عبد العزيز ، عمر بن يحيى بن العاص الأعور فاخرجه اهل سجستان عن البلد و افتعل بجير بن السلهب من بكر بن وائل عهدا على لسان عبد الله بن عمر بن عبد العزيز و وقع الشر بين بكر و تميم ( رك : حاشيه 2 صفحه 123 ) و معلوم مىشود سند تاريخ سيستان و سند يعقوبى در فهرست ولات سيستان يكى است زيرا تفاوت بين آنها اندكيست جز آنكه در يعقوبى ( ابن سعيد بن عمر ) بدون تعيين اسم ذكر شده است ، و نيز اختلافى كه هست در اينست كه تاريخ سيستان مشروحتر نوشته و خلاصهء آن را يعقوبى در فهرست خود آورده است .