مؤلف مجهول

111

تاريخ سيستان

گرسنگى اندر يافت و تشنگى ، بسيار كشته گشتند ، و شريح بن هانى الحارثى و عبد الله ابن العباس بن ربيعة بن عبد المطلب آن روز بدين حرب كشته شدند ، پس گروهى بهزيمت بقصبه اندر شدند ، مردمان ايشان را طعام دادند و بخوردند ، چون بسيار خوردند همه بمردند ، چنان كه هيچكس از آن سپاه نماند يا كشته شدند ، [ يا بمردند ] و عرب اندر آمدند پيش [ 1 ] از يشان چون چنان ديدند ايشان را جيش الفنا نام كردند ، پس عبيد الله بن ابى بكره فرا رسيد به سيستان اندر اول سنه ثمان و سبعين و توليت خراج بى [ 2 ] پسر خويش بوبردعه كرد و نام وى مغيره بود ، و روزگارى عبيد الله اينجا ببود و از راه بيابان به بست شد ، و سيستان بپسر سپرد بوبردعه [ 3 ] ، چون به بست رسيد زنبيل [ 4 ] سپاه آورد اندر پيش وى و با عبيد الله سپاهى بزرگ بود ، حربى سخت كردند ، وقايع بسيار بود ميان شان [ 5 ] ، آخر صلح افتاد بر هفتصد هزار درم [ 6 ] و عبيد الله به بست فرمان يافت و

--> [ 1 ] كذا . . . و ظاهرا پس از ايشان . [ 2 ] بى ، در اينجا باقيماندهء املاء نسخهء اصل اين كتاب است كه ( به ) باشد و بجاى ( به پسر خويش ) است و باز هم نظاير دارد . [ 3 ] غالبا در اين كتاب اسم مفعول يا متعلقات آن را كه بقاعدهء فارسى بايستى قبل از فعل در آيد بعد از فعل ذكر مينمايد - مانند اينجا كه بايد چنين مينوشت : « و سيستان بپسر خويش بو بردعه سپرد » و يا « بو بردعه پسر خويش سپرد » . [ 4 ] در اينجا هم « زنبيل » در متن با تمام نقاط نوشته شده و با توضيحاتى كه قبلا داده‌ايم هر جا در اين كتاب با اين املا نوشته شده معلوم باشد كه در اصل نسخه هم با املاى مذكور يا نقطه‌اى كم بوده است . [ 5 ] وقايعى كه در آغاز اين فصل در ضمن حرب با خوارج آورده بموجب تصريح تواريخ درين حرب رويداده است . [ 6 ] اين مبلغ را عربان برتبيل داده‌اند ( كامل ج 4 ص 174 ) ( ط ج 2 ص 1037 )