مؤلف مجهول
110
تاريخ سيستان
با مردمان سيستان او را دوستى و صحبت بوده بود ، چون آنجا [ 1 ] برخاست و بيرون شد از ميان گروه ، باز طلب او كردند و او را بنگذاشتند و قصد او كردند ، ناچار گشت حرب كردن ، حربها بسيار كرد ، پس بسيستان كسان فرستاد و اين قصه بشرح ياد كردند اينجا كه اندر اسلام چنين چيزها آورده شد ، مردمان سيستان چه خاص و چه عام با ايشان دست يكى كردند ، چون حجاج اين تدبير كرد و لشگرها مسما كرد [ و ] عبيد الله بن ابى بكره را با سپاهى بزرگ بسيستان فرستاد و حريش [ 2 ] بن بسطام التميمى را بسپاه سالارى او ، و پسرش بو بردعة بن عبيد الله بن ابى بكره با سپاهى بزرگ نيز با پدر بود . آمدن عبيد الله بن ابى بكره بسيستان بروزگار حجاج عبيد الله بن ابى بكره با سپاه بيامد ، چون بنزديكان [ 3 ] سيستان رسيد حريش بن بسطام التميمى از پيش با سپاهى بزرگ بيامد ، و مردمان سيستان بحرب پيش او باز شدند ، اين گروه خوارج [ 4 ] حربى سخت كردند و بسيار مردم بكشتند ، و سپاه حريش را
--> [ 1 ] آنجا ، مرادش عراق است ، چنان كه از اينجا قصدش سيستان ، [ 2 ] كذا ظ : حريش ، و نام اين شخص در تواريخ نيست . [ 3 ] نزديكان ، با الف و نون نسبت يعنى نسبتا نزديك و قرب نزديك ، مانند دايگان و خدايگان ، چه نزديك در فارسى بمعنى قرب كامل است ، چنان كه گويند نزديك من آمد يعنى نزد من رسيد يا نزديك او شد يعنى پيش او باز شد - و اين الف و نون براى اينست كه احتمال قرب و وصول را قدرى دور تر سازد - اكنون هم در افواه جاريست كه فلان واقعه در نزديكى يا نزديكيهاى فلان شهر روى داد - و نزديكان كه بر ذوى العقول اطلاق كنند غير از اين معنى است و بمعنى خويشان نزديك است . [ 4 ] معلوم مىشود سيستان به كلى در دست خوارج بوده است . . . مورخين اسلامى كه اين جنگ را ياد كردهاند مينويسند كه جنگ مزبور توسط عبد الله بن ابى بكره و در مملكت رتبيل و بقرب كابل بوده است . و شريح بن هانى الحارثى با جمعى از مسلمين در آن جنگ كشته شدند و عبيد الله ابن ابى بكره هم در همان وقعت به درد گوش يا علت ديگر بمرد و گروه زيادى از تشنگى و گرسنگى و از پرخوردن بعد از آن بمردند - و اين حرب با خوارج كه بقول مؤلف تاريخ سيستان در زرنج روى داده در تواريخى كه به نظر حقير رسيده ديده نشد ، و اين وقايع كه در ضمن آن نام برده است بقول بلاذرى در حرب با زنبيل رويداده نه در جنگ با خود سيستانيان رجوع شود به ( فتوح البلدان بلاذرى ص : 406 - 407 ) ( كامل ابن اثير ج 4 ص 174 ) ( طبرى س 2 ج 2 ص 1036 - 1038 ) و ممكنست در اينجا هم اختلاط و تداخلى در حربى كه با خوارج بسيستان شده و مورخين بسبب عدم اهميت موضوع آن را ترك كردهاند و حربى كه با زنبيل شده در موقع تأليف كتاب رويداده باشد ، چه نظير اين را در اخبار ابن مفرغ بصفحهء 96 و اخبار عبد الله بن اميه بصفحه 108 اين كتاب مىبينيم - و الله اعلم .