السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
89
تفسير الميزان ( فارسي )
جهات سه گانه بالا ( گرفتن و حفظ كردن و رساندن ) مصونيت نداشته باشد ، غرض خداى تعالى حاصل نمىشود ، و اين كاملا روشن است ، و چون خداى تعالى براى حاصل شدن اين غرض غير از مساله سلوك رصد طريقه ديگرى ذكر نكرده ، مىفهميم كه وحى ، آن زمان هم كه به دست رسول رسيده به وسيله ملائكه حراست مىشود همانطور كه در طريق رسيدنش به رسول به وسيله آنان حراست مىشد ، و جمله * ( « وَأَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ » ) * اين دلالتها را تاييد مىكند . و اما مصونيت وحى در مسيرش از ناحيه رسول تا رسيدنش به مردم اگر دليلى به جز جمله « * ( مِنْ بَيْنِ يَدَيْه ) * » نباشد ، همين جمله كافى است البته به شرطى كه جمله را به آن معنايى بگيريم كه ما ذكر كرديم ، البته جمله * ( « لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ » ) * به آن تقريبى كه ما برايش كرديم نيز بر اين معنا دلالت دارد . از اين بيان اين نتيجه عايد مىشود كه نبى و رسول در گرفتن وحى از پروردگار و در حفظ آن و در رساندنش به مردم مؤيد به عصمت و محفوظ از خطا در هر سه جهتند ، براى اينكه گفتيم آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه آنچه خدا از دين خودش بر مردم و از طريق رسالت و وحى نازل مىكند مصون در همه مراحل است تا به دست مردم برسد ، و يكى از آن مراحل مرحله گرفتن وحى و دوم مرحله حفظ آن و سوم مرحله تبليغ آن به مردم است . و تبليغ رسالت به مردم تنها به زبان نيست بلكه تبليغ عملى هم تبليغ است ، پس رسول بايد در مرحله عمل از هر معصيت و ارتكاب هر گناه و ترك واجب دينى معصوم باشد ، چون اگر معصوم نباشد نقيض و ضد دين را تبليغ كرده ، پس پيغمبر از ارتكاب معصيت معصوم است ، هم چنان كه از خطاى در گرفتن وحى معصوم است ، و هم چنان كه از فراموش كردن آن و از خطاى زبانى در رساندنش به مردم معصوم است . و ما در سابق اشاره كرديم كه نبوت هم در اينكه دائر مدار وحى است ، مثل رسالت است ، پس نبى هم در خصوصيت عصمت مانند رسول است ، و با اين بيان معلوم شد كه اصحاب وحى چه نبى باشند و چه رسول ، در گرفتن وحى و حفظ كردنش ، و در رساندن آن به مردم ، چه رساندن به زبان و چه به عمل معصوم هستند . چهارم اينكه : در آيه شريفه عموميت * ( « فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً » ) * استثنا شد ، به اينكه رسولان به غيب آگاه مىشوند . چيزى كه هست اين را هم مىفهماند كه رسولان در هر چيزى كه تحقق يافتن رسالتشان مشروط به آن باشد كه نسبت به آن علم غيب داشته باشند ، اين علم را خواهند داشت ، حال چه متن رسالتشان از قبيل معارف اعتقادى و شرايع دين و قصص و عبرتها و حكمتها و مواعظ باشد ، و چه اينكه نشانيهاى رسالتشان باشد و مردم با ديدن آن