السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
77
تفسير الميزان ( فارسي )
مفسرين در اينكه منظور از « مساجد » چيست اختلاف كردهاند ، بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از آن ، كعبه است . بعضى « 2 » گفتهاند : مسجد الحرام است . بعضى « 3 » آن را مسجد الحرام و مسجد الأقصى دانستهاند . و اشكالى كه به اين سه قول وارد است اين است كه كلمه « مساجد » جمع است ، و با يك مسجد و دو مسجد منطبق نمىشود . بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : همه حرم است . اين قول هم بدون دليل حرف زدن است . بعضى « 5 » گفتهاند : همه سطح زمين است ، چون رسول خدا ( ص ) فرمود : « همه زمين را براى من مسجد و طهور كردند » ، اين حديث هم به بيش از اين دلالت ندارد كه امت اسلام مىتوانند در هر نقطه از زمين نماز بخوانند ، به خلاف آنچه از كيش يهود و نصارى مشهور است كه نمازشان تنها بايد در كنيسه و كليسا واقع شود حديث تنها جواز را مىرساند ، و اما اينكه همه زمين را مسجد بخواند تا هر جا كلمه مساجد گفته شد شامل قطعه قطعه هاى سطح زمين گردد چنين دلالتى ندارد . بعضى « 6 » هم گفتهاند : مراد از آن نمازها است كه جز براى خدا خوانده نمىشود ، اين نيز بدون دليل سخن گفتن است . و از امام جواد ( ع ) روايت شده كه مراد از مساجد اعضاى هفتگانه بدن آدمى است كه در هنگام سجده بايد روى زمين قرار گيرد و عبارتند از : پيشانى ، دو كف دست ، دو سر زانو و دو سر انگشتان بزرگ پا ، كه روايتش به زودى در بحث روايتى از نظر شما خواهد گذشت ان شاء اللَّه ، و همين معنا از سعيد بن جبير و فراء و زجاج نيز نقل شده . و اما با در نظر گرفتن اين حديث آنچه به نظر ما مناسبتر است اين است كه بگوييم : مراد از براى خدا بودن مواضع سجده از انسان اين است كه مواضع هفتگانه سجود تشريعا به خدا اختصاص دارد ( نه اينكه غير از اين هفت عضو از بدن انسان ملك خدا نيست . نه ، همه ملك تكوينى خدا هست و اين هفت عضو تشريعا هم از آن خداست ) و مراد از « دعاء » كه فرموده « پس غير خدا را نخوانيد » نيز همان سجده است ، چون روشنترين مظاهر و مصاديق عبادت و يا خصوص نماز همان سجده است ، و اصلا نماز به خاطر سجده است ، كه عبادت ناميده مىشود .
--> ( 1 و 2 و 3 ) روح البيان ، ج 10 ، ص 197 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 91 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 372 . ( 6 ) تفسير فخر رازى ، ج 30 ، ص 162 .