السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
78
تفسير الميزان ( فارسي )
و معناى آيه اين است كه : بگو به من وحى شده كه چند نفر جنى چنين و چنان كردند ، و نيز به من وحى شده كه اعضاى سجده مختص به خداى تعالى است ، پس سجده را تنها براى خدا كنيد ، و اين اعضا را در سجده براى او به كار بنديد - و يا او را تنها با اين اعضا عبادت كنيد - و سجده مكنيد و يا عبادت مكنيد غير او را . * ( « وَأَنَّه لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّه يَدْعُوه كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْه لِبَداً » ) * كلمه « لبد » - به كسره لام و فتحه باء - جمع لبده - به ضمه لام و سكون باء - است ، و « لبده » به معناى مجتمعى متراكم و فشرده است ، و منظور از كلمه « عبد اللَّه » رسول خدا ( ص ) است ، آيه بعدى هم بر اين معنا دلالت دارد . و اگر از آن جناب تعبير به عبد اللَّه كرده براى اين بود كه به منزله زمينه چينى باشد براى آيه بعدى كه مىفرمايد : * ( « قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي » ) * ، و مناسبتر با سياق آيات بعدى اين است كه ضمير جمع در « كادوا » و در « يكونون » به مشركين برگردد ، چون مشركين بودند كه بر آن جناب در هنگامى كه نماز و قرآن مىخواند ازدحام كرده و استهزايش نمودند ، و صداى خود را بلند مىكردند ، تا به طورى كه گفتهاند صداى آن جناب به گوش كسى نرسد . و معناى آيه اين است كه : وقتى رسول خدا ( ص ) برمىخاست تا خدا را با نماز عبادت كند ، مشركين آن قدر به طرفش مىآمدند كه نزديك مىشد جمعيت انبوهى بشوند . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : دو ضمير مذكور به جن بر مىگردد ، و اين جنيان بودند كه پيرامون آن جناب جمع شده ، تراكم مىكردند و از در تعجب از آنچه از آن جناب مىديدند از عبادتش و از تلاوت قرآن به آن جناب خيره مىنگريستند ، چون چنين چيزى تا آن روز نديده و نشنيده بودند . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : ضميرها به مؤمنين و گروندگان به رسول خدا ( ص ) بر مىگردد ، آنان بودند كه دور آن جناب جمع شده ، و در نماز به وى اقتدا مىكردند ، و وقتى قرآن مىخواند سكوت محض مىشدند تا كلام خدا را بشنوند . ولى اين دو وجه آن طور كه بايد با سياق آيات بعدى نمىسازد ، هم چنان كه قبلا هم اشاره شد . * ( « قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَلا أُشْرِكُ بِه أَحَداً » ) * در اين آيه به رسول خدا ( ص ) امر فرموده تا وجه عبادت خود را
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 92 . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 30 ، ص 163 .