السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
605
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : اين روايت معنايى را كه ما كرديم تاييد مىكند . و در تفسير قمى به سند خود از جميل از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : به آن حضرت عرضه داشتم معناى آيه * ( « لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » ) * چيست ؟ فرمود : اين امت بازخواست مىشود از نعمت رسول اللَّه ، و سپس از نعمت ائمه اهل بيتش « 1 » . و در كافى به سند خود از ابى خالد كابلى روايت آورده كه گفت : وارد شدم بر امام ابو جعفر ( ع ) دستور داد غذا آوردند ، من با آن جناب طعام خوردم ، طعامى كه پاكيزه تر و لطيفتر از آن در عمرم نخورده بودم ، همين كه از طعام فارغ شديم ، فرمود : اى ابو خالد اين طعام را چگونه ديدى ؟ و يا فرمود : طعام ما را چگونه ديدى ؟ عرضه داشتم فدايت شوم ، من در عمرم طعامى پاكيزه تر و نظيفتر از اين نخورده بودم ، ولى در حين خوردن به ياد آيه افتادم كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » ) * پس حضرت فرمود : « خداى تعالى از خوردن شما نمىپرسد » ، تنها از آن دين حقى كه شما بر آنيد بازخواست مىكند « 2 » . و نيز در آن كتاب به سند خود از ابو حمزه روايت كرده كه گفت : با جماعتى نزد امام صادق ( ع ) بوديم ، حضرت دستور داد طعام بياورند ، طعامى آوردند كه در تمام عمرمان لذيذتر و خوشبوتر از آن نخورده بوديم ، بعد خرمايى آوردند كه آن قدر شفاف و صاف و زيبا بود كه همه را به تماشا واداشت ، مردى از حضار گفت : به زودى از اين نعيمى كه نزد پسر پيغمبر از آن متنعم شديد بازخواست مىشويد ، امام ( ع ) فرمود : خداى عز و جل كريمتر و شانش جليلتر از آن است كه طعامى به بنده اش بدهد ، و آن را براى شما حلال و گوارا بسازد ، آن وقت بازخواستتان كند كه چرا خورديد ؟ بلكه منظور از نعيم در آيه * ( « لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » ) * تنها نعمت محمد و آل محمد ( ع ) است كه به شما ارزانى داشته « 3 » . مؤلف : و اين معنا به طرق ديگر و عبارات مختلفى از ائمه اهل بيت ( ع ) روايت شده ، و در بعضى از آنها آمده كه منظور از نعيم ، ولايت ( دوستى و اطاعت ) ما اهل بيت است « 4 » . و برگشت اين معنا به همان معنايى است كه ما خاطرنشان ساخته و گفتيم ، منظور از نعيم تمامى نعمتهايى است كه خداى تعالى به بشر انعام فرموده ، بدان جهت كه نعمت است ، ( و ولايت اهل بيت از ارزنده ترين مصاديق آن است بلكه با راهنمايى امامان
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 440 . ( 2 و 3 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 280 ، ح 5 و ح 3 . ( 4 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 502 ، ح 6 .