السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

595

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات اين سوره تهديد به عذاب قيامت و بشارت به ثواب آن است ، ولى جانب تهديدش بر بشارتش مىچربد ، و سوره در مكه نازل شده . * ( « الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ » ) * اين جمله مبتدا و خبر است ، و كلمه « قارعة » از ماده « قرع » است كه به معناى زدن بسيار سختى است كه احتياج دارد زننده به جايى اعتماد كند ، و اين كلمه در عرف قرآن از اسماى قيامت است . بعضى گفته‌اند : بدين مناسبت قيامت را قارعه ناميده كه دلها را با فزع شديدش و دشمنان خدا را با عذابش مىكوبد . و سؤال از حقيقت قارعه در جمله « * ( مَا الْقارِعَةُ ) * - قارعه چيست » با اينكه معلوم است كه چيست ، به منظور بزرگ نشان دادن امر قيامت است ، و اينكه بيست و هشت حرف الفباى گوينده ، و دو سوراخ گوش شنونده نمىتواند به كنه قيامت پى ببرد ، و به طور كلى عالم ماده گنجايش حتى معرفى آن را ندارد و به منظور تاكيد اين بزرگداشت مجددا جمله را به تعبيرى ديگر تكرار كرد و فرمود : * ( « وَما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ » ) * . * ( « يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » ) * كلمه « يوم » ظرفى است متعلق به مقدرى از قبيل « به ياد آر » ، « مىكوبد » « مىآيد » ، و از اين قبيل ، و خلاصه معناى آن اين است كه : « به ياد آر روزى را كه » و يا « مىكوبد در روزى كه » و يا « مىآيد روزى كه » . و كلمه « فراش » به طورى كه از فراء نقل شده به معناى ملخى است كه زمين را فرش كند ، يعنى روى گرده هم سوار شده باشند ، پس فراش به معناى غوغاى ملخ است . بعضى « 1 » از مفسرين در اينكه چرا مردم روز قيامت را به فراش تشبيه كرد ؟ گفته‌اند : براى اين است كه فراش وقتى جست و خيز مىكند نقطه معلومى را در نظر نمىگيرد ، مانند مرغان ، و به طرف معينى نمىپرد ، بلكه بدون جهت پرواز مىكند ، مردم نيز در روز قيامت چنين حالتى دارند ، وقتى از قبورشان سر بر مىآورند آن چنان ترس و فزع از همه جهات احاطه شان مىكند كه بىاختيار و بى هدف به راه مىافتند ، و در جستجوى منزلها كه يا

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 532 .