السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

592

تفسير الميزان ( فارسي )

و بعيد نيست مراد از « خير » ، تنها مال نباشد ، بلكه مطلق خير باشد ، و آيه شريفه بخواهد بفرمايد : حب خير فطرى هر انسانى است ، و به همين جهت وقتى زينت و مال دنيا را خير خود مىپندارد قهرا دلش مجذوب آن مىشود ، و اين شيفتگى ياد خدا را از دلش مىبرد و در مقام شكرگزارى او بر نمىآيد . * ( « أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ ) * . . . * ( لَخَبِيرٌ » ) * مصدر « بعثرة » نظير مصدر « بحثرة » به معناى بعث و نشر است ، يعنى برانگيخته شدن و منتشر گشتن ، و در جمله * ( « وَحُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ » ) * منظور از تحصيل آنچه در سينه ها است ، جدا سازى صفاتى است كه در باطن نفوس است ، يعنى صفات ايمان از كفر و رسم نيكوكارى از بدكارى ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » « 1 » . ولى بعضى « 2 » از مفسرين گفته‌اند : منظور از تحصيل ما فى الصدور ، بر ملا شدن نهانىهايى است كه هر كس در باطن خود پنهان كرده ، در آن روز اين باطنها ظاهر مىشود ، كه هر فردى همانطور كه به حساب ظاهرش رسيدند ، و جزاى اعمال ظاهريش را دادند ، به حساب باطنش هم برسند ، و جزاى آن را نيز بدهند . و جمله * ( « أَ فَلا يَعْلَمُ » ) * جمله اى است استفهامى كه بوى انكار از آن مىآيد ، و استفهامش براى انكار است ، و مفعول فعل « يعلم » جمله اى است كه حذف شده ، و مقام دلالت دارد بر اينكه آن جمله چيست ، و آن جمله قائم مقام هر دو مفعول فعل « يعلم » است ، و جمله * ( « أَ فَلا يَعْلَمُ » ) * با آنچه حذف شده جمله اى است تمام ، و از كلمه * ( « إِذا بُعْثِرَ » ) * مطلبى از نو شروع شده ، تا انكار در جمله قبل را تاكيد كند . و منظور از جمله * ( « ما فِي الْقُبُورِ » ) * بدنهاى آدميان است . و معناى آيه - و خدا داناتر است - اين است كه : آيا انسان نمىداند كه به خاطر كفران نعمتهاى پروردگارش عقوبتهايى دارد كه وى به زودى به آن مىرسد ، و با آن جزا داده مىشود ؟ وقتى آنچه بدن در قبرها هست از قبرها بيرون شود ، و نهفته هاى در باطن نفوس بر ملا گردد ، و معلوم شود در باطن كافرند يا مؤمن ؟ مطيعند يا عاصى ؟ در آن وقت خدا به وضع ايشان با خبر است ، و بر معيار باطن نفوس ، جزايشان مىدهد .

--> ( 1 ) روزى كه باطنها ظاهر مىشود . سوره طارق ، آيه 9 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 531 .