السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
591
تفسير الميزان ( فارسي )
« إِنَّ الإِنْسانَ لَكَفُورٌ » « 1 » از آنچه در طبع بشر نهفته شده خبر مىدهد ، و آن اين است كه پيرو هواى نفس و دلداده به لذائذ دنيا است ، و در نتيجه از شكر پروردگارش در مقابل نعمتهايى كه به او ارزانى داشته منقطع مىشود . و در اين لحن گفتار تعريضى است به آن مردمى كه مسلمانان بر سرشان تاختند ، و گويا منظور از كفرانگريشان ، كفران نعمت اسلام است ، كه از بزرگترين نعمتهايى است كه خدا بر بشر و بر آنان انعام فرموده ، و چه كفرانى بالاتر از اين كه چنين نعمتى را كه مايه پاكى زندگى دنيا و سعادت حيات ابديشان است نپذيرند ، و كار به جايى برسد كه لشكر اسلام بر سرشان بتازد . * ( « وَإِنَّه عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ » ) * ظاهر سياق ضميرهاى پى در پى اين است كه : ضمير در جمله مورد بحث هم مانند ساير ضماير به انسان بر گردد ، آن وقت مقصود از شاهد بودن انسان عليه خودش ، اين مىشود كه انسان خودش آگاه به كفرانگرى خود هست ، و نيز مىداند كه كفران صفت نكوهيده اى است ، در نتيجه معناى آيه قبل و آيه مورد بحث اين مىشود كه : انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است ، و خودش بر اين معنا شاهد است ، و كفران خود را تحمل مىكند . پس آيه شريفه در معناى آيه « بَلِ الإِنْسانُ عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ » « 2 » است . و بعضى « 3 » گفتهاند : ضمير به كلمه « اللَّه » بر مىگردد . ولى وحدت سياق اجازه نمىدهد اين چنين مرجع ضماير را مختلف بدانيم . * ( « وَإِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ » ) * بعضى « 4 » از مفسرين گفتهاند : لام در جمله « لحب الخير » لام تعليل است ، و كلمه « خير » در اينجا به معناى مال است ، و معناى جمله اين است كه : انسان براى دوستى مال ، بسيار شديد يعنى بخيل و تنگ نظر است . و بعضى « 5 » گفتهاند : مراد آيه اين است كه : انسان نسبت به مال دنيا شديد الحب است ، و اين شدت حب وادارش مىكند به اينكه از دادن حق خدا امتناع بورزد ، و مال خود را در راه خدا انفاق نكند . اين چنين آيه را تفسير كردهاند .
--> ( 1 ) همانا انسان كفران كننده و ناسپاس است . سوره حج ، آيه 66 . ( 2 ) انسان بر نفس خود بينا است . سوره قيامت ، آيه 14 . ( 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 530 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 531 .