السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

582

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها » ) * آن گاه زمين به اعمالى كه بنى آدم كردند شهادت مىدهد ، همانطور كه اعضاى بدن خود انسانها و نويسندگان اعمالش يعنى ملائكه رقيب و عتيد و نيز شاهدان اعمال كه از جنس بشر و يا غير بشرند همه بر اعمال بنى آدم شهادت مىدهند . و در جمله * ( « بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها » ) * حرف لام به معناى « الى - به سوى » است ، چون مصدر « ايحاء » كه فعل « أوحى » مشتق از آن است با حرف « الى » متعدى مىشود ، و معناى جمله اين است كه : زمين به سبب اينكه پروردگار تو به آن وحى كرده و فرمان داده تا سخن بگويد از اخبار حوادثى كه در آن رخ داده سخن مىگويد ، پس معلوم مىشود زمين هم براى خود شعورى دارد ، و هر عملى كه در آن واقع مىشود مىفهمد ، و خير و شرش را تشخيص مىدهد ، و آن را براى روز اداى شهادت تحمل مىكند ، تا روزى كه به او اذن داده شود ، يعنى روز قيامت شهادت خود را ادا كرده ، اخبار حوادث واقعه در آن را بدهد . و در تفسير آيه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » « 1 » ، و نيز در تفسير آيه « قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّه الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ » « 2 » گذشت ، كه از كلام خداى سبحان به دست مىآيد كه حيات و شعور در تمامى موجودات جارى است ، هر چند كه ما از نحوه حيات آنها بىخبر باشيم . در بين مفسرين اختلاف شديدى به راه افتاده در اينكه معناى خبر دادن زمين به وسيله وحى از حوادثى كه در آن واقع شده چيست ؟ آيا خداى تعالى زمين مرده را زنده مىكند ، و به آن شعور مىدهد تا از حوادث خبر دهد ؟ « 3 » و يا اينكه صوتى در روى زمين خلق مىكند تا آن صوت خبر دهد « 4 » و يا آنكه زمين به زبان حال دلالت مىكند بر اينكه بر پشت آن چه حوادثى رخ داده ؟ ليكن بعد از آنكه بيان ما را شنيدى هيچ جايى براى اين اختلاف نيست ، علاوه بر اين با هيچ يك از اين وجوه و هيچ يك از اقسام شهادت كه در اين وجوه آمده حجت تمام نمىشود « 5 » .

--> ( 1 ) هيچ چيزى نيست مگر آنكه خداى را با حمد خود تسبيح مىكند ، اما شما تسبيح آنان را نمىفهميد . سوره اسرى ، آيه 44 . ( 2 ) گفتند همان كسى ما را به زبان آورد كه هر چيزى را به زبان آورده . سوره حم سجده ، آيه 21 . ( 3 ) كه در اين صورت از روزى كه زنده و با شعور مىشود حوادث را مىفهمد و مىتواند تنها از آن حوادث خبر دهد ، نه از حوادثى كه در دنيا يعنى در دوران بىشعوريش در آن رخ داده . « مترجم » . ( 4 ) در اين صورت نيز همان اشكال وارد است ، علاوه بر اينكه زمين خبر نداده بلكه صاحب صوت خبر داده ، و آيه شريفه خبر دادن را به زمين نسبت داده « مترجم » . ( 5 ) و وقتى زمين به يكى از اين وجوه شهادت دهد بندگان خدا مىتوانند شهادت او را انكار كنند ، چون در وجه اول خواهند گفت زمين در دنيا حيات و شعور نداشت ، و در وجه دوم خواهند گفت ما صاحب صوت را نمىشناسيم ، و نمىدانيم در دنيا با ما بوده يا نه ، و در وجه سوم خواهند گفت زبان حال هيچگونه حجيت و مدركيتى ندارد . « مترجم » .