السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

566

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : حديث جهنى كه نامش عبد اللَّه بن انيس انصارى بود ، از طرق اهل سنت نيز روايت شده ، و سيوطى آن را در الدر المنثور از مالك و بيهقى نقل كرده « 1 » . و در كافى به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : تقدير در نوزدهم و ابرام در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است « 2 » . مؤلف : در اين معنا هم روايات ديگرى هست « 3 » . پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفى كه از ائمه اهل بيت ( ع ) وارد شده در آن اتفاق دارند اين است كه : شب قدر تا روز قيامت باقى است ، و همه ساله تكرار مىشود ، و نيز ليلة القدر شبى از شبهاى رمضان ، و نيز يكى از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است . و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبى اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمىشود بين آنها را جمع كرد ، ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است ، و در آن شب بوده كه قرآن نازل شده . از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند . و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : در خواب به من نشان دادند كه بنى اميه بر منبرم بالا مىروند ، و اين معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در اين مناسبت سوره * ( « إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ » ) * را نازل كرد « 4 » . مؤلف : نظير اين روايت را خطيب هم در تاريخ خود از ابن عباس آورده . و ترمذى و ابن جرير ، طبرانى ، ابن مردويه و بيهقى هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده‌اند « 5 » . و در اين ميان روايات بسيارى در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت ( ع ) نقل شده ، و در آنها آمده كه خداى تعالى ليلة القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميه است به عنوان تسليت به رسول خدا ( ص ) عطا فرمود « 6 » .

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 373 . ( 2 ) فروع كافى ، ج 4 ، ص 159 ، ح 9 . ( 3 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 627 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 371 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 371 . ( 6 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 621 - 623 .