السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

548

تفسير الميزان ( فارسي )

« مبتدئا باسم ربك » . و ممكن هم هست متعلق به خود « اقرا » ، و حرف باء براى ملابسه ( اتصاف ) باشد ، و اين منافات ندارد با اينكه بسم اللَّه اول سوره جزو سوره باشد ، و تكرار آن نيست ، چون در بسم اللَّه خود خداى تعالى كلام خود را با آن آغاز كرده ، و در * ( « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ » ) * دستور مىدهد بندگانش خواندن را به نام او آغاز كنند ، هر چند كه در جاى ديگر دستور داده هر كارى را كه مىخواهند آغاز كنند ، با بسم اللَّه آغاز كنند ، پس در حقيقت آيه مورد بحث دستور العمل است نظير امر به گفتن ان شاء اللَّه در آيه « وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » « 1 » - دقت فرماييد . و در جمله * ( « رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » ) * اشاره شده است به اينكه رب تو تنها و تنها آن كسى است كه عالم آفريده ، و اين همان توحيد ربوبيت است كه مقتضى است عبادت را در او منحصر كنند ، و اين خود رد اعتقاد مشركين است كه مىگفتند خداى سبحان تنها خلقت و ايجاد را به عهده دارد ، و اما ربوبيت يعنى مالكيت و تدبير عالم از آن مقربين درگاه او است ، و خداى تعالى بعد از ايجاد عالم تدبير امور آن را به عهده آنان گذاشت ، كه يا از جنس فرشتگانند ، و يا از جنس جن ، و يا افراد برجسته اى از انسان . در آيه مورد بحث اشاره كرده به اينكه خير ، چنين نيست ، و تصريح كرده به اينكه ربوبيت هم مانند خلقت مخصوص خداى تعالى است . و در جمله * ( « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ » ) * منظور از « انسان » جنس بشر است ، كه از راه تناسل پديد مىآيد ، و كلمه « علق » به معناى خون بسته شده است ، يعنى اولين حالتى كه منى در رحم به خود مىگيرد . پس آيه شريفه ، به تدبير الهى وارد بر انسان اشاره دارد ، تدبيرش از لحظه اى كه به صورت علقه در مىآيد ، تا وقتى كه انسانى تام الخلقه مىشود ، و داراى صفاتى عجيب و افعالى محير العقول مىگردد ، پس انسان انسانى تمام و كامل نمىشود ، مگر به تدبير مستمر و پى در پى خداى تعالى كه اين تدبير پى در پى چيزى نيست مگر خلقت پى در پى ، ( پس ممكن نيست خلقت را از خدا و تدبير را از غير او بدانيم ) پس خداى تعالى به عين همان دليل كه خالق انسان است مدبر او نيز هست ، در نتيجه انسان چاره اى جز اين ندارد كه خداى واحد را رب خود بگيرد . بنا بر اين در جمله مورد بحث احتجاجى بر توحيد در ربوبيت شده است .

--> ( 1 ) هرگز مگو من فردا اين كار را خواهم كرد مگر آنكه كلام خود را مقيد كنى به خواست خدا . سوره كهف ، آيه 24 .