السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

549

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ) * در اين سه آيه امر به قرائت را تكرار نموده ، تا مطلب يعنى امر اولى را تاكيد كند ، چون ظاهر سياق اطلاق همين است ، كه منظور از دومى هم همان اولى است ، و گرنه قيدى براى دومى مىآورد . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از امر اولى ، اين است كه خودش بخواند ، و مراد از دومى اين است كه براى مردم بخواند و تبليغ كند . هم چنان كه بعضى ديگر گفته‌اند : مراد از هر دو امر ، اين است كه قرآن را بر مردم بخواند . ولى اين دو وجه از آيه استفاده نمىشود . و معناى * ( « وَرَبُّكَ الأَكْرَمُ » ) * اين است كه : پروردگار تو كسى است كه عطايش فوق عطاى هر كس ديگر است ، چون هر كس ديگر كه به تو عطايى مىكند به استحقاق مىكند ، ولى پروردگارت بدون استحقاق عطاء مىكند ، علاوه بر اين ، عطاى ديگران هم عطاى او است ، و بالآخره هر عطايى به او منتهى مىشود . * ( « الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ » ) * - حرف باء در اين جمله سببيت را مىرساند ، مىفرمايد : خداى تعالى قرائت و يا كتابت و قرائت را به وسيله قلم بياموخت ، و اين جمله هم مىتواند حاليه باشد ، و هم استينافيه ، و به هر حال زمينه آن زمينه تقويت روح رسول خدا ( ص ) و از بين بردن اضطراب آن حضرت است ، اضطرابى كه از دستور قبلى به آن جناب دست داده بود ، چون دستور خواندن به كسى كه امى است ، نه سواد خواندن دارد و نه نوشتن ، اضطراب آور است ، گويا فرموده : كتاب پروردگارت را بخوان ، كتابى را كه او به تو وحى مىكند ، و از اين فرمان اضطراب و خوفى به خود راه مده ، و چه جاى ترسيدن است ؟ در حالى كه پروردگار اكرم تو آن كسى است كه قرائت را به وسيله قلم به انسان آموخت ؟ خوب ، وقتى سواد سواد دارها هم به وسيله قلم است كه او آفريده ، و در اختيارشان قرار داده ، تا منويات خود را بنويسند ، چرا نتواند قرائت كتاب خود را بدون وساطت قلم به تو تعليم دهد ؟ آن هم با اينكه به تو امر كرده كه : « بخوان » اگر تو را تواناى بر خواندن نكرده بود ، هرگز امر به آن نمىكرد . بعد از جمله مورد بحث كه خطابش به شخص رسول خدا ( ص ) است ، نعمت تعليم را عموميت داده ، مىفرمايد : * ( « عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » ) * به جنس انسان چيزهايى را كه نمىدانست تعليم داده ، و اين خود مزيد تقويت است ، و رسول خدا را بيشتر دلگرم و خرسند مىسازد .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 514 .