السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
523
تفسير الميزان ( فارسي )
آن قدر به تو عطا مىكند تا راضى شوى ، هم عطاى خدا را مطلق آورده ، و هم رضايت رسول خدا ( ص ) را . ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : اين آيه ناظر است به هر دو زندگى رسول خدا ( ص ) ، هم به زندگى دنيايىاش ، و هم به زندگى آخرتيش . * ( « أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى » ) * اين آيه و دو آيه بعدش به بعضى از نعمتهاى بزرگى اشاره مىكند كه خداى تعالى به آن جناب انعام كرده بود ، آرى رسول خدا ( ص ) هنوز در شكم مادر بود كه پدرش از دنيا رفت ، و دو سال بود كه مادرش درگذشت ، و هشت ساله بود كه كفيل و سرپرستش و جدش عبد المطلب از دنيا رفت ، كه از آن به بعد در تحت تكفل عمويش ابو طالب قرار گرفت . بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از يتيم در اين آيه پدر مرده نيست ، بلكه منظور بى نظير بودن است هم چنان كه در بى نظير را هم در يتيم مىگويند ، و معناى اين آيه اين است كه : مگر نبود كه خدا تو را فردى بى نظير از بين مردم دانست ، و در نتيجه مردم را دور تو جمع كرد ؟ * ( « وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى » ) * مراد از « ضلال » در اينجا گمراهى نيست بلكه مراد عدم هدايت است ، و منظور از هدايت نداشتن رسول خدا ( ص ) ، حال خود آن جناب است ، و يا صرفنظر از هدايت الهى مىخواهد بفرمايد اگر هدايت خدا نباشد تو و هيچ انسانى ديگر از پيش خود هدايت نداريد مگر به وسيله خداى سبحان ، پس رسول خدا ( ص ) هم نفس شريفش با قطع نظر از هدايت خدا ضاله و بى راه بود ، هر چند كه هيچ روزى از هدايت الهى جدا نبوده و از لحظه اى كه خلق شده بود ملازم با آن بود ، در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه زير است ، كه مىفرمايد : « ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَلَا الإِيمانُ » « 3 » ، و از همين باب است كلام موسى كه بنا به حكايت قرآن كريم از آن جناب گفته بود : « فَعَلْتُها إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ » « 4 » ، يعنى هنوز به هدايت رسالت اهتداء نشده بودم .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 160 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 20 ، ص 96 . ( 3 ) تو نمىدانستى كتاب چيست و ايمان كدامست . سوره شورى ، آيه 52 . ( 4 ) در آن هنگامى كه آن مرد قبطى را كشتم از گمراهان بودم . سوره شعراء ، آيه 20 .