السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

518

تفسير الميزان ( فارسي )

فرمود : درخت خرمايت را به درخت خرمايى در بهشت مىفروشى ؟ آن مرد گفت : نه و نفروخت ، مردى از انصار كه كنيه اش ابى دحداح بود از اين معامله خبردار شد نزد صاحب نخله رفت ، و گفت درخت خرمايت را به حائط « 1 » من به فروش ، آن مرد پذيرفت ، ابو دحداح نزد رسول خدا ( ص ) شد و عرضه داشت : درخت خرماى فلانى را در مقابل حائطم خريدم ، حضرت فرمود در مقابل حائطت يك درخت خرماى بهشتى خواهى داشت . در اينجا بود كه خداى تعالى بر پيامبرش اين آيه را نازل كرد : * ( « وَما خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأُنْثى إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى فَأَمَّا مَنْ أَعْطى » ) * يعنى درخت خرما را بدهد * ( « وَاتَّقى وَصَدَّقَ بِالْحُسْنى » ) * يعنى وعده نخله اى كه رسول خدا ( ص ) داد * ( « فَسَنُيَسِّرُه لِلْيُسْرى ) * . . . * ( تَرَدَّى » ) * « 2 » . مؤلف : اين روايت را قمى در تفسير خود بدون ذكر امام نقل كرده ، و كلمه « زوجين » تفسيرى است كه امام براى جمله « الذكر و الانثى » كرده « 3 » . و نيز در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى » ) * آمده كه امام فرمود : اين اتقى ابو دحداح بوده « 4 » . مؤلف : اين رواياتى بود كه از طرق شيعه در تفسير اين آيات وارد شده . طبرسى رحمة اللَّه عليه در مجمع البيان قصه را از واحدى نقل كرده كه او به سند خود از عكرمه از ابن عباس آورده ، و در آن آمده كه مردى انصارى وارد معامله آن درخت خرما شد و با صاحبش صحبت كرد ، و در آخر آن را به چهل درخت خريد ، و به رسول خدا ( ص ) بخشيد ، رسول خدا ( ص ) هم آن را به صاحب خانه بخشيد ، و سپس طبرسى از عطاء روايت كرده كه گفت : نام خريدار درخت ابو دحداح بود « 5 » . و سيوطى در الدر المنثور قصه را از ابن ابى حاتم از ابن عباس نقل كرده و بعد آن را تضعيف نموده « 6 » .

--> ( 1 ) حائط چهار ديوارىهاى اطراف شهر است كه هر كس در حائط خود سبزى و حبوبات مورد حاجت خود را مىكارد . ( 2 ) قرب الاسناد ، ص 156 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 425 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 426 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 501 . ( 6 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 357 .