السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
519
تفسير الميزان ( فارسي )
از سوى ديگر از طرق اهل سنت رواياتى آمده كه اين سوره در باره ابو بكر نازل شده ، فخر رازى در تفسير كبيرش گفته : همه مفسرين اجماع دارند بر اينكه مراد از آن يعنى از كلمه « اتقى » ابو بكر است ، ولى بايد دانست كه شيعه به تماميشان منكر اين روايتند و مىگويند اين سوره در باره على بن ابى طالب نازل شده ، به دليل اينكه قرآن در جاى ديگر نيز به دادن زكاتش ستوده ، فرموده : « يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ » پس آيه * ( « الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَه يَتَزَكَّى » ) * هم اشاره به مضمون همان آيه دارد ، و آن گاه كلمه « اتقى » را به معناى افضل خلق در تقوى ، و يا به عبارت ديگر با تقواترين خلق گرفتهاند ، كه اشكال آن گذشت « 1 » . و اما اينكه به شيعه نسبت داده شده كه همگى روايت بالا را منكر شدهاند ، و روايت ابى دحداح را پذيرفتهاند دليل مورد اعتمادشان صحيح حميرى گذشته ، و روايات ديگرى است كه همان مفاد را مىرساند . بله در يك روايت ضعيف از برقى ، از اسماعيل بن مهران ، از ايمن بن محرز ، از ابى بصير ، از امام صادق ( ع ) آمده كه در تفسير آيه * ( « وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى » ) * فرمود : اما اين آيه مربوط است به رسول خدا ( ص ) ، و هر كه او را پيروى كند ، و اما آيه * ( « الَّذِي يُؤْتِي مالَه يَتَزَكَّى » ) * ، در خصوص امير المؤمنين ( ع ) است چون در باره همان جناب است كه در جاى ديگر فرموده : « وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ » و اما آيه * ( « وَما لأَحَدٍ عِنْدَه مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى » ) * راجع به رسول خدا ( ص ) است كه احدى به او نعمتى نداده تا جزاى آن را از او طلبكار باشد بلكه نعمت آن جناب است كه بر تمامى خلايق جارى است ، صلوات اللَّه عليه « 2 » . و اين روايت به خاطر اينكه يكى از راويانش يعنى ايمن بن محرز شناخته شده نيست ضعيف و غير قابل اعتماد است . علاوه بر اين ، مضمون آن جنبه تطبيق عمومات بر مصاديق را دارد ، و جنبه تفسيرى ندارد ، و يكى از ادله واضح آن اين است كه موصوف يعنى كلمه اتقى را بر رسول خدا تطبيق كرده ، و صفت آن را كه آيه * ( « الَّذِي يُؤْتِي مالَه . . . » ) * است ، بر امير المؤمنين ، و دوباره آيه بعدى را بر رسول خدا ( ص ) تطبيق نموده ، و اگر اين روايت درست باشد نظم كلام به كلى بهم مىخورد ، البته اين در صورتى است كه كلمه « واو » در آيه * ( « الَّذِي يُؤْتِي . . . » ) * در روايت اضافه شده باشد ، ( هم چنان كه مىبينيم در قرآن واو
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 31 ، ص 204 . ( 2 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 471 ، ح 6 .