السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

46

تفسير الميزان ( فارسي )

( ع ) حكايت مىكند كه به قوم خود وعده فراوانى نعمتها و تواتر آن را مىدهد ، به شرطى كه از پروردگار خود طلب مغفرت گناهان كنند . پس معلوم مىشود استغفار از گناهان اثر فورى در رفع مصائب و گرفتاريها و گشوده شدن درب نعمتهاى آسمانى و زمينى دارد ، مىفهماند بين صلاح جامعه انسانى و فساد آن ، و بين اوضاع عمومى جهان ارتباطى برقرار است ، و اگر جوامع بشرى خود را اصلاح كنند ، به زندگى پاكيزه و گوارايى مىرسند ، و اگر به عكس عمل كنند عكس آن را خواهند داشت . اين معنا از آيه شريفه زير هم استفاده مىشود كه فرموده : « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ » « 1 » ، و همچنين آيه زير كه مىفرمايد : « وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ » « 2 » ، و آيه شريفه « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ » « 3 » و ما در تفسير آيات مذكور مطالبى گفتيم كه براى اينجا سودمند است . * ( « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً » ) * كلمه « وقار » - همانطور كه در مجمع البيان « 4 » هم آمده - به معناى عظمت است ، و اسمى از توقير ( تعظيم ) است ، و كلمه « رجاء » در مقابل خوف است ، كه اولى به معناى اميد ، و مظنه رسيدن به چيزى است كه باعث مسرت است ، و دومى مظنه رسيدن به چيزى است كه مايه اندوه باشد ، و منظور از كلمه « رجاء » در آيه مورد بحث - به طورى كه گفته‌اند - تنها مظنه نيست ، بلكه مطلق اعتقاد است . بعضى « 5 » ديگر گفته‌اند : منظور از نداشتن رجاء ، داشتن خوف است ، چون بين اين دو ملازمه هست . و معناى آيه اين است كه چه سبب و علتى براى شما حاصل شده كه شما معتقد به عظمت خدا نمىشويد ، و يا از عظمت خدا نمىترسيد ، و اين نترسيدن باعث شده كه او را عبادت نكنيد ؟

--> ( 1 ) در دريا و خشكى عالم فساد ظاهر شد ، به خاطر اعمالى كه مردم مرتكب شدند . سوره روم ، آيه 41 . ( 2 ) آنچه مصيبت به شما مىرسد ، به خاطر كارهايى است كه به دست خود كرديد . سوره شورى ، آيه 30 . ( 3 ) اگر اهل قريه ها ايمان آورند و پروا كنند ، بركاتى از آسمان و زمين به رويشان مىگشاييم . سوره اعراف ، آيه 96 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 360 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 361 .