السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

314

تفسير الميزان ( فارسي )

سوگند « وَاللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّى » و « وَالنَّجْمِ إِذا هَوى » و نظائر آن چه معنا دارد ؟ فرمود : خداى تعالى مىتواند به هر يك از مخلوقاتش كه بخواهد سوگند ياد كند ولى خلق او جز به خود او نمىتوانند سوگند بخورند « 1 » . مؤلف : روايتى در همين معنا از كافى از محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) در تفسير اول سوره نجم گذشت « 2 » . و در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور ، و ابن منذر ، از على ( ع ) روايت كرده‌اند كه در تفسير آيه * ( « وَالنَّازِعاتِ غَرْقاً » ) * فرموده : نازعات ملائكه هستند كه ارواح كفار را از بدنهايشان به شدت مىكنند ، و ناشطات نيز ملائكه هستند كه ارواح كفار را تا ما بين ناخنها و پوست جذب نموده ، سپس بيرون مىكشند ، و سابحات نيز ملائكه‌اند كه ارواح مؤمنين را در بين آسمان و زمين شناور مىسازند ، و سابقات نيز ملائكه‌اند ، كه بعضى براى بردن روح مؤمن بسوى خدا از بعضى ديگر سبقت مىگيرند ، و مدبرات هم ملائكه‌اند ، كه امور بندگان را از اين سال تا سال ديگر تدبير مىكنند « 3 » . مؤلف : بنا بر اينكه روايت صحيح باشد بايد آن را حمل كنيم بر اينكه امام خواسته‌اند بعضى از مصاديق اين عناوين را ذكر كنند ، و اينكه فرمود : « ارواح كفار را تا ما بين ناخنها و پوست جذب نموده ، سپس بيرون مىكشند » نوعى از تمثيل است ، كه شدت عذاب را مىرساند . و نيز در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده كه ابن الكوا از آن جناب از آيه * ( « فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً » ) * پرسيد ، فرمود : ملائكه‌اند ، كه ذكر رحمان و امر او را تدبير مىكنند « 4 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ » ) * آمده كه امام فرمود : يعنى زمين زير پاى اهلش شكافته مىشود ، و رادفه به معناى صيحه است « 5 » . و نيز در همان كتاب در ذيل آيه * ( « أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ » ) * آمده كه امام در معناى آن فرمود : قريش مىپرسيدند آيا بعد از مرگ دوباره بر مىگرديم ؟ « 6 » .

--> ( 1 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 236 ، ح 51 . ( 2 ) كافى ، ج 7 ، ص 449 ، ح 2 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 310 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 311 . ( 5 و 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 403 .