السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
301
تفسير الميزان ( فارسي )
قلوبشان اضطراب و ديدگانشان خشوع دارد ، همانهايند كه در دنيا بعث را منكر بودند ، و تا در دنيا بودند چنين و چنان مىگفتند . و كلمه « حافره » - بطورى كه گفتهاند « 1 » - : به معناى اول و ابتداى هر چيز است ، و استفهام در آيه انكارى است ، و منشا آن استبعاد است و معنايش اين است كه اين طايفه مىگويند : آيا ما راستى راستى بعد از مرگ به حالت اولمان كه همان حالت زندگى است بر مىگرديم ؟ و بعضى « 2 » گفتهاند : حافره به معناى محفوره است ، و محفوره زمين قبر است ، و معناى جمله اين است كه : آيا ما بعد از مردن از قبورمان بر مىگرديم و زنده مىشويم ؟ ! « 3 » . بعضى « 4 » هم گفتهاند : اين آيه از اعتراف كفار به مساله مبعوث شدن در قيامت خبر مىدهد ، و كلام كلام كفار بعد از زنده شدن است ، و استفهامشان از روى تعجب است ، گويا وقتى زنده مىشوند و مىبينند آنچه را كه مىبينند ، تعجب نموده صحنه را عجيب و غريب دانسته ، مىپرسند راستى اين مائيم كه بعد از مردن زنده شدهايم ، و اين معناى خوبى است اگر با ظاهر سياق مخالف نباشد . * ( « أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً » ) * اين جمله تكرار همان استفهام و تاكيد آن است ، وقتى زنده شدن بعد از مرگ عجيب باشد ، با پوسيده شدن استخوانها و تفرق اجزاء عجيبتر است ، و كلمه « نخر » - به دو فتحه - به معناى پوسيده شدن و متلاشى گشتن است ، گفته مىشود : « نحر العظم - ينخر - نخرا » و اسم فاعل آن ، هم ناخر مىآيد و هم نخر . * ( « قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ » ) * كلمه « تلك » اشاره است به معناى رجعتى كه از جمله * ( « لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ » ) * استفاده مىشود ، و كلمه « كرة » هم به معناى رجعت و برگشتن است ، و اگر برگشتن را خاسرة خوانده ، يا از باب مجازگويى است و خاسر حقيقى صاحب كره و برگشت است ، و يا اينكه كلمه « خاسرة » به معناى صاحب خسران است ، و به هر حال معناى عبارت ، اين است كه گفتند : اين رجعت - يعنى برگشتن بعد از مرگ بسوى زندگى - رجعتى است كه براى صاحبش خسرانآور است .
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 26 . ( 3 ) ليكن خود خواننده مىداند كه اين وجه ، چندان دلچسب نيست ، چون در آيه كلمه « فى » آمده نه كلمه « من » ( مترجم ) . ( 4 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 27 .